تبادلنظر |
يادت باشد
بزرگترين كارها با كوچكترين گامها آغاز ميشود.
زندگي در نظام مبتني بر سبك آشفته و بينظم حاكم بر اجتماع ايراني، زجرآور است.
تحمل اين زندگي ـ به تعبير امام علي (ع) ـ همچون تحمل استخوان در گلو و خار در چشم ميماند.
اين است كه گاهي آدم ترجيح ميدهد دور و بر خيليها نرود و حتي با خيليها سطح و حجم ارتباط خود را بهحداقل لازم كاهش دهد.
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي
گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش
(حافظ)
امروز ـ دوشنبه (۲۱/۰۳/۱۳۸۶) ـ سهسالگي "سروش"/ پسرم، كامل شد و او به چهارسالگي پا گذاشت.
درست ۳ سال پيش ـ ساعت ۶ و ۱۵ دقيقه صبح پنجشنبه (۲۱/۰۳/۱۳۸۳۶) ـ "سروش" متولد شد.
به استناد فرهنگ نام و نامگزيني «سازمان ثبت احوال کشور»، معني "سروش" عبارتست از:
۱ـ پيامآور (به مجاز).
۲ـ فرشتهي پيامآور، فرشته (در قديم).
۳ـ پيامي كه از عالم غيب برسد، الهام (به مجاز).
۴ـ جبرائيل (در قديم).
۵ـ گوشهاي در دستگاه ماهور (در موسيقي ايراني).
۶ـ روز هفدهم از هر ماه شمسي در ايران قديم (در گاه شماري).
۷ـ شهرت "محمّدعلی اصفهانی" [قرن 13 هجری] شاعر ایرانی دربار "ناصرالدین شاه"، ملقب به "شمسالشعرا" (اعلام).
به استناد همان منبع، در ايران ـ تاكنون ـ ۱۹۲۷۷ نفر نام "سروش" را برداشتهاند.
محال است هر گاه وضو ميگيرم به ياد اين آيه قرآن نيفتم كه:
كل شيء من الماء حي.
يعني حيات همه چيز به آب بسته است.
حياتيترين خلقت خداوند پيوسته در كف دستهاي ما است و ما به آن بيتوجهيم.
بر ديواري كه از ميانه خيابان «فرحزادي» تهران پيداست (وقتي از ميدان «صنعت» به سوي تقاطعش با خيابان «دريا» در حركتيم) عبارتي نوشته است كه ـ بهنظرم ـ زيباترين برداشت آزاد از آيه بالا است:
بدون آب، كشتي زندگي به گل مينشيند.
روز سهشنبه (۱۵/۰۳/۱۳۸۴) فیلم سینمایی «نقاب» به كارگرداني "كاظم راستگفتار" (محصول سال ۱۳۸۳) را در اتوبوس بينشهري تماشا كردم.
اين فيلم ـ كه هماكنون در اكران سينماهاي تهران است و البته بر خلاف فيلمفارسي «مهمان» ـ داراي جاذبههاي سينمايي هست اما بهنظر من ـ از نظر فرهنگي ـ منفي است.
اين فيلم ـ نه همچون «عروس خوشقدم» نخستين اثر "كاظم راستگفتار" كه يك فيلمفارسي بود ـ فيلمفارسي نيست اما ناخواسته ابزار ترويج فحشا و فساد ميشود بدون اينكه حاوي پيام اخلاقي مثبتي باشد و بدون آنكه ضرورتي ساخت اين فيلم ـ و فيلمهاي مشابه ـ را توجيه كند به سراغ پديدهاي ميرود كه بيان هنرمندانه آن، تبليغ منكر و در نتيجه خود، منكر است.
روز دوشنبه (۱۴/۰۳/۱۳۸۴) فیلم سینمایی «مهمان» به كارگرداني "سعید اسدی" (محصول سال ۱۳۸۵) را در اتوبوس بينشهري ديدم.
اين فيلم، دومین (۱) اثر "سعيد اسدي" و يك فيلمفارسي است.
فيلمي با يك شخصيت اصلي لوده داراي رفتارهاي سخيف با محاوره جاهلي و فابريك سينماي زمان شاه كه نه تنها هيچ حرفي براي گفتن ندارد بلكه در ميانه اخلاق انساني و ابتذال فرهنگي پا در هوا است.
به تعبير "امیر قادری" (بهنقل وبسايت خبريـتحليلي سينماي ما)، «مهمان» فيلم خيلي بدي است كه در لحظات فراواني، به آن چيزي كه در سينماي ايران اسمش را گذاشتهام «كمدي اشمئزاز» نزديك ميشود.
فيلمي مبتذل، سطحي و حيفوقت نه تنها فاقد هرگونه جاذبه هنري سينما بلكه از پیام اخلاقی مثبت نيز تهي است و اخلاق جوانان را تهديد ميكند.
اين فيلم ـ واقعا ـ تعجب آدمي را از اين كه مقام مسؤول به ساخت آن مجوز داده است، برميانگيزد.
من واقعا تعجب ميكنم از اينكه چگونه كسي اين فيلم را ميسازد و به خودش اجازه ميدهد تا نام فيلم سينمايي بر آن بگذارد. اثري كه بيشتر به كار بچههاي تازه بهدوران رسيدهاي ميماند كه تازه يك هنديكم دست گرفته و با آن بهصورت آزمون و خطا تصوير ميگيرند.
تازه تعجب آدمي وقتي بيشتر ميشود كه با حضور "ثريا قاسمي" در اين فيلم مواجه ميشويم. حيرت از اين كه چگونه فردي همچون "ثريا قاسمي"، بانوي سينماي ايران خودش را راضي كرده تا حيثيت حرفهاياش را ناديده بگيرد و در فيلمي اينچنين ـ فيلمفارسي آنهم در نقشي حاشيهاي و بسيار كوتاه ـ حاضر شود.
(۱) نخستين اثر اين كارگردان، فيلم سينمايي «آواز قو» است.
انتقادپذيري براي اصلاح و تقويت روح بسيار خوب است و درباره استفاده از تجربه هم بايد بگويم اگر بدانيم که وقت در زندگي بسيار تنگ است سعي نميکنيم راههاي رفته ديگران را بيازماييم بلکه با چشم و گوش باز از تجربيات ديگران استفاده ميکنيم.
{علیاصغر کیا (بهنقل: روزنامه جامجم)}
این هفته سالروز وفات "امام خميني" بود.
آيتاللهالعظمي "روحالله موسوي خميني"، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران است.
مردي كه شخصيت بزرگ تاريخ معاصر است و به ملت ايران تشخص تاريخي داد.
انقلابي متفاوت با تمام انقلابيهاي تاريخ كه ساحل برايش بهانه بود. او در پي رفتن بود. كسي كه پيروزي را تعقيب نكرد بلكه پيروزي در تعقيب او بود. از نگاه او، رفتن، رسيدن است.
انقلابي بزرگي كه ادبياتش ـ بدون دلار و رسانه ـ ميان ملتهاي مظلوم جهان در گسترهاي به فراخناي جهان از شمال افريقا تا جنگلهاي فيليپين و غرب چين نفوذ كرد.
بزرگمردي كه نهضت مردمي تحت لوايش از كودتاي انگليسي اسفند ۱۲۹۹، كودتاي انگليسيـامريكايي ۲۸ شهريور ۱۳۳۲، سركوب ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و كشتار ۱۷ شهريور ۱۳۷۵ بهسلامت عبور كرد و در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به بار نشست.
تاريخسازي كه در فلسفه سياسياش حول محور ولايت فقيه با كاركرد براندازي نظام ستمشاهي و استقرار حكومت اسلامي، محورهاي سعادتـحقيقتـاخلاق را با محورهاي سودـامنيتـلذت در تقابل قرار دارد.
يادش گرامي باد.
برنامه مشاهير تهران روز جمعه (۱۱/۰۳/۱۳۸۶) به "سيدعبدالمجيد كياني" اختصاص داشت.
"سيدعبدالمجيد كياني"، خود را پژوهشگر موسيقي نميداند بلكه بهتعبير او، شرايط بهگونهاي است كه شنوندهها نميتوانند با كار او ارتباط برقرار كنند بنابراين وي مجبور ميشود قبل از نواختن، براي مخاطب توضيح بدهد تا مخاطب بتواند با نواختن او ارتباط برقرار كند.
"فاضل جمشيدي"، استاد را نوازنده و معلم سنتور، پژوهشگر و محقق، عضو كانون پژوهشگران خانه موسيقي و در رفتار، آرام و صبور و از نظر شخصيت، باحوصله و جدي و متعصب در كار معرفي كرد.
از نظر "فاضل جمشيدي"، هنرمند كسي است كه دريچهاي بهروي مردم باز ميكند تا مردم از آن دريچه، دنيا را بهنحو ديگري نگاه كنند.
برنامه عمدتا از تكگوييهاي خود استاد و چند تكگويي كوتاه از "فاضل جمشيدي" تشكيل ميشد. ريتم برنامه كند بود، از امكانات بصري تلويزيون بهخوبي استفاده نميشد و آسيب برنامه از ممنوعيت نمايش ساز، بهوضوح مشاهده ميگرديد.
زيبايي نوبهار تقديم شما
گويند كه لحظهاي است روييدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم شما
(حافظ)
در گزارشهای ورزشی سیمای جمهوری اسلامی ـ بهويژه پخش زنده مسابقات فوتبال جام خليج فارس ـ ضعفهای زیادی بهچشم ميخورد.
برخي از اين ضعفها عبارتست از:
۱ـ تماشاگران جايي ندارند.
۲ـ نيمكت تيمها جايي ندارند.
۳ـ دوربين هنگام تكرار نمايش صحنههاي مهم بازي ـ بهكرات و فراوان ـ از جريان بازي جا ميماند.
۴ـ از امكانات تصويري بهحداقل ميزان ممكن بهرهبرداري ميشود.
ميتوان اطلاعات زيادي را از طريق نوشته به بيننده داد. مثل:
۱ـ۴ـ اعلام مشخصات دوره بازيها و بازي در جريان
۲ـ۴ـ اعلام مكان و روز و تاريخ بازي
۳ـ۴ـ اسم، شهرت، عكس، سن، قد و سوابق ورزشي بازيكنان هر تيم
۵ـ دوربين در نمايش آفسايدهاي بازي غالبا بد جانما ميشود.
۶ـ دوربين در نمايش صحنههاي نزديك بازي، خوب كادربندي نميشود بهنحوي كه بازيكنان تعقيبكننده و مدافعان پيشروي بازيكن صاحب توپ بهخوبي ديده نميشوند.
۷ـ خطاهاي مصطلح بياني.
خطاهاي بياني زيادي در گزارشها مصطلح است. همچون:
۱ـ۷ـ خطا به نفع فلان تيم رخ داد.
۲ـ۷ـ ميرويم كه بازي را داشته باشيم.
بهنظر من، سینمای امروز کشور، ابزار انحراف نسل جوان است.
خیلی رک و پوستکنده و بیپرده، ما مردم ایران اکنون ایرانیبودن خود را بر سر رویآوردن به ارزشهای بی بن و ریشه غیرایرانی از دست میدهیم.
اکنون، برای نمونه فحشدادن در سینمای ایران دقیقاً همان راهی را میپیماید که در هالیوود پیموده شده است.
پنجشنبه گذشته، روز مقاومت و پيروزي بود.
سوم خرداد، مصادف با سالروز آزادي خونينشهر در سال ۱۳۶۱، طي جنگ تحميلي و پس از حدود ۲ سال اشغال است.
بههمين مناسبت تقديم ميشود:
جنگ چيست؟
جنگ پديدهاي است دو وجهي. جنگ هم خير دارد و هم شر. جنگ همانند هر پديده ديگري نقاط قوت و ضعف دارد.
جنگ، زمان و مكان خاصي ندارد.
جنگ، پديدهاي است كه همه عصرها و همه نسلها با آن درگيرند.
از زاويهاي كه من نگاه ميكنم واژههاي «دوره قبل از جنگ» و «دوره بعد از جنگ» غلط است.
جنگ، يك پديده همهجايي و همهوقتي است.
ديروز، جنگ، مبارزه بين "هابيل" و "قابيل"، "موسي" و "فرعون" و "حسين" و "يزيد" بود و امروز، جنگ، در رنگي و شكلي ديگر همچنان در جريان است.
جنگ، پايان ندارد.
اگر ديروز در فرهنگ گفتاري بچههاي جنگ، كليدواژه «پاياني» براي نخستين مرتبه شكل گرفت و اصطلاحا به «گواهينامه اتمام يك دوره حضور در جبهه» اطلاق ميشد، نه بهمعناي «پايان حضور در جنگ» بلكه بهمعناي «پايان حضور در منطقه جنگي» بود. بهمعناي «تغيير پست سازماني از محل جبهه عملياتي جنگ به جبهههاي ديگر جنگ» بود. «پاياني»، پايان جنگ نبود، «تغيير جغرافيا» بود. «پاياني» پايان جنگ نبود، «آغازي ديگر» بود.
پيشينه جنگ چيست؟
جنگ، در همه تاريخ وجود داشته است.
جنگ ديروز "هابيل" و "قابيل"، جنگ خلوص و ريا بود كه امروز همچنان در جريان است.
جنگ ديروز "موسي" و "فرعون"، جنگ فقر و غنا بود كه هنوز تمام نشده است.
جنگ "حسين" و "يزيد"، جنگ عدالت و راستي با ظلم و فساد بود كه جبهه اين جنگ همچنان گشوده است.
اين جبهههاي گشوده جنگ، همچنان رزمنده ميخواهد.
اين جبههها، "حسين عليمهدي" ميخواهد. همسايهمان كه از كاشان اعزام شده بود و من هنگامي كه جنگ شلمچه روز چهارشنبه ـ چهارم خرداد سال 1367 ـ در اوج خود بود، با چشم خود ميديدم كه چگونه شعر ميخواند و رقص رشادت ميزد، همچون اسپندي بر آتش بيقرار بود، به ما روحيه ميداد و سينه دشمن را نشانه ميگرفت.
و من با دو چشم خويش ديدم كه انفجار خمپاره دشمن ـ در فاصله 2 متري او ـ چگونه پوستش را شكاف داد و گوشتش را سوزاند و "حسين" شهيد شد.
اين جبههها، "حميد فروزانفر" ميخواهد. همسايهمان كه از كاشان اعزام شده بود و من در آن روز سخت، پر آتش و دود و داغ از تابش خورشيد خرداد دشت تفتيده جنوب، با چشم خود ميديدم كه چگونه با قامت باريك و كشيدهاش ـ فرز همچون صاعقهاي ـ برق ترس را در دل دشمن مينشاند و به دلهاي ما صلابت و شجاعت هديه ميكرد.
و من با دو چشم خويش ديدم كه انفجار همان خمپاره دشمن ـ در فاصله 2 متري او ـ چگونه خونش را بر خاك داغ و سوزان شلمچه چهارشنبه ـ چهارم خرداد سال 1367 ـ ريخت.
"مسعود غلامي" هم از كاشان اعزام شده و اهل كاشان بود. او تجربه شركت در دهها عمليات جنگي، هوش تيز و استعداد سرشاري داشت و در حد و اندازه يك فرمانده شايسته و شجاع، ما را سازماندهي و هدايت مينمود.
نه. جنگ، تمام نشده است و هنوز ادامه دارد و در هميشه زمان و سرتاسر زمين جريان دارد و خواهد داشت.
جنگ ميانه ميدان اين جبههها تنها شكل و قيافه عوض كرده است.
جنگ، پايان ندارد.
جنگ، زمان و مكان خاصي ندارد.
تكليف ما چيست؟
۱ـ جنگ، تمام نشده است.
۲ـ جنگ، پايان ندارد و بههمين دليل بايد جنگيد. زيرا اگر نجنگيم دشمن ما را فتح خواهد كرد.
۳ـ ما ميراثخوار خون شهيدان هستيم. چه بخواهيم و چه نخواهيم ميراث خون شهيدان را خوردهايم. همه آناني كه ايراني هستند و همه آناني كه مسلمان هستند، ميراثخوار خون شهيدانند و ما فصل مشترك اين دو مجموعهايم. هم ما و هم فرزندانمان در هميشه تاريخ و در سرتاسر زمين مديون خون آنان هستيم.
۴ـ پوست شهيد "حسين عليمهدي" وقتي شكافت و گوشتش سوخت، خون گرم شهيد "حميد فروزانفر" وقتي روي خاك داغ شلمچه ريخت و قطعات نارنجي ريه شهيد "مسعود غلامي" وقتي به ديوار سنگر پاشيد، به همه ايرانيان، به همه مسلمانان و به همه ايرانيان مسلمان اين پيام را داد: بازگشت به خويش از طريق حفظ هويت ايرانيـاسلامي و پالايش و تصفيه ميراث ملي و فرهنگي خويش.
۵ـ ما ميراثخوار خون شهيدان هستيم. از آنجاييكه اين ميراث، عزيز و گرانبها است و چون بايد بجنگيم، پس بهتر است كه خوب بجنگيم. چرا كه چه بجنگيم و چه نجنگيم، دشمن خواهد جنگيد.
۶ـ بياييد به پاس خون شهيدان با يكديگر عهد ببنديم كه در هر كجا و بههر طريق براي رسيدن به آباداني، سربلندي و عزت ايران اسلامي با مردماني انديشهوزر، نيكپندار، نيكگفتار و نيكرفتار هميشه با تمام پليديها بجنگيم.
الان دکتر "سید صادق طباطبایی" در برنامه مردم ایران سلام شبکه۲ سیما حاضر هستند و با "محمدرضا شهيديفرد" گفتگو ميكنند.

"سيد صادق طباطبايي" متولد سال ۱۳۲۲ در شهر قم، خواهرزاده "امام موسی صدر" و برادر همسر "احمد خميني" هستند. از ايشان نگاه كنيد به مقالات زير:
توضيح: نویسنده مقالات بالا با نگاه جامعهشناسانه و تفصيلي به بررسي موضوع حجاب پرداخته، با اشاره به تشكيلات عريض و طويل فرهنگي موجود در دولت و وجود سازمانهاي مرتبط با حوزه علميه و وجود هزاران واعظ و روحاني، از فقدان برخورد مناسب فرهنگي با اين پديده انتقاد ميكند. وي خواستار بازگشت به شيوههاي تربيتي "امام خميني" در پيش از انقلاب ميشود و از تبديل موارد ارزشي به ضدارزش ايراد ميگيرد. وي بهطور نمونه به سفارش اهلبيت به كراهت پوشيدن لباسهاي سياه اشاره و از برخورد شديد با خانمهايي كه مانتو و روسريهاي با رنگ شاد ميپوشند ابراز ناخرسندي مينمايد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|