تبادلنظر |
در يادداشت «سم فرهنگ عمومي ـ 1» به برنامه «روي خط جواني» شبكه جوان راديو اشاره كردم و گفتم اين برنامه نمونهاي از «ژورنالسيم زرد» است.
«روی خط جوانی» برنامه طنزي بود كه به تهیهکنندگی "شيرين حسنپور"، سردبيري و (سرپرستي) نويسندگي "مهدي زريباف"و اجرای "فرشید منافی" و "زهره هاشمي" از راديو جوان پخش میشد.
نقاط ضعف برنامه «روی خط جوانی» عبارتست از:
۱ـ مخدوشبودن مرز میان طنز و لودگی.
۲ـ رعايتنشدن عرف زبان جوان ایرانی.
برنامه بهجای زبان معيار، زبان طیفی از جوانان تهران را برای حرفزدن با همگی مخاطبانش در سراسر ایران معیار قرار داده بود.
۳ـ انتزاعيبودن دامنهی انتقادهای برنامه بهنحويكه برای نزدیکشدن به سیاست، بیشتر به مسخرگی تبدیل میشد.
۴ـ فاصلهگرفتن از جنبههاي فرهنگي و هنري بهنحويكه برنامه بیشتر در عرصه اجتماعی، سیاسی و احوالات شخصی میچرخید.
روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو باهم به کنار ساحل رفتند. وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را درآورد. دروغ حيلــــهگـــر، لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت، عــــريان و زشت است اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان ميشود.
(بهنقل: وبسايت ISO9000:2000)
سازمانی سرآمد است که مفاهیم هشتگانه بنیادین سرآمدی را متجلی کند:
۱ـ نتيجهگرايي
۲ـ مشتريمداري
۳ـ رهبري و ثبات در مقاصد
۴ـ مديريت مبتني بر فرايندها و واقعيتها
۵ـ توسعه و مشارکت کارکنان
۶ـ يادگيري، نوآوري و بهبود مستمر
۷ـ توسعه همکاريهاي تجاري
۸ـ ايفاي مسؤوليتهاي اجتماعي سازمان
اما حركت سازمان بهسوي سرآمدي ـ قبل از اينها و مهمتر از آن ـ مشروط به تغيير نگاهها و نگرشها و ـ بهقول صاحب نطران دانش مديريت ـ تغيير پارادايمها است.
اين مهم را ميتوان از زبان "سهراب سپهري"/ انديشمند و شاعر نامآور جهان و اهل كاشان، اينچنين بيان كرد:
...
من نمیدانم كه چرا میگویند «اسب حیوان نجیبی است»، «کبوتر زیباست»
و چرا در قفس هیچ کسی، کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟
چشمها را بايد شست. جور دیگر باید دید.
واژهها را بايد شست. واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت. دوست را زیر باران باید دید. عشق را زیر باران باید جست.
...
زیر باران باید بازی کرد. زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت.
...
كاويدن آثار گذشتگان، چراغ راهي براي «اكنون» و «آينده» است.
{پرويز مشكاتيان/ آهنگساز و نوازنده سنتور (بهنقل: خبرگزاري فارس و وبسايت هنر و موسيقي)}
«قلت مؤونه» يعني «كمي خرج».
«كم خرجي» نميشود مگر به «سادگي».
در معماری، اصلی وجود دارد مبنی بر «سادگي» كه ميگويد:
سادگي مدي است كه كهنگي ندارد.
در مقابل الگوي مخربي از مجريهاي راديوـتلويزيوني كه روز پنجشنبه ياد كردم ميتوانم به الگوي سازنده مجريهاي راديوـتلويزيوني اشاره كنم كه ـ در تيپ هويتي، زباني و پوششي ـ مثبت و سازنده هستند.
اين الگو، باسواد و پر اطلاعات است، برخوردش با پديدههاي موضوع برنامهاش، علمي و مبتني بر روش تحقيق و بهدور از هرگونه پيشداوري است، با مهمانش در نهايت ادب و نجابت برخورد ميكند، در گفتار از پردهدري و پرخاش دوري ميكند و بهزبان معيار، سخن ميگويد و پوشش رسمي، ساده و معمولي دارد.
نمونه خوب اين الگو از مجريهاي راديوـتلويزيوني، "بيژن بيرنگ" در برنامه خوب «باز هم زندگی» شبكه چهار سيما و "محمدرضا شهيديفرد" در برنامه خوب «مردم ايران سلام» شبكه دو سيما است.
همانطور كه در سينما به فيلمهاي سطحي و مبتذل اصطلاحا «فيلمفارسي» و در مطبوعات به نشريههاي سطحي و مبتذل اصطلاحا «نشريه زرد» ميگويند من ميتوانم به برنامههاي راديويي و تلويزيوني سطحي و حاشيهپرداز ـ ي همچون «كولهپشتي» و «شب شیشهاى»، «مهتاب»، «روي خط جواني»، «هفت ترانه» و ... ـ «ژورناليسم زرد» بگويم.
بهنظر من برنامههاي زردي مثل «كولهپشتي»، (تعدادي از قسمتهاي) «شب شيشهاي»، «مهتاب»، «روي خط جواني»، «هفت ترانه» و ...، برنامههايي سطحي، مبتذل و حاشيهپرداز است و براي فرهنگ عمومي كشور، مثل سم محسوب ميشود و مجريهای اين برنامهها ـ افرادي مثل "فرزاد حسني"، (تا حدودي) "رضا رشيدپور"، "حسين رفيعي"، "سيدمحمد حسيني"، "فرشيد منافي"، "سعيد پورمحمودي" و ... ـ براي مخاطبان مشتاق رسانه ـ كه بهترين فرصتهايشان را صرف برنامههاي رسانه ملي ميكنند ـ بهخصوص مخاطبان جوان آن، خيلي مخرب و منفي هستند.





من ـ در كمال شرمندگي ـ اين گونه مجريهاي راديوـتلويزيوني را بهتر از اين نميتوانم توصيف كنم:
شخصيتهاي كليشهاي عوامزده زشتگوي بدپوش پر از احساس از دماغ فيلافتادگي مبتلا به توهم خود را عقل كلدانستن
با شخصيت منطقگريز، هنجارشکن، فحاش و حراف
كه محاوراتشان يادآور محاورات سينماي سطحي دهه پنجاه كشور است و متأثر از خردهفرهنگ چالهميداني جوانان
و تكيهكلامهاي كج و كوله و سخيفشان بيملاحظه و دور از شأن رسانه ملي است و مناسب احوالپرسي با عمه و خالهشان
افرادي كه دستشان ـ بهمنظور جذب مخاطب ـ براي ناشيانهشكستن خطوط قرمز و تعرض بهتمام ساحتها (۱) و تقريبا تمام افراد (۲) باز گذاشته شده است.
(۱) از لباس روحانيت يك وزير گرفته تا آرايش چشم و ابروي يك خانم هنرپيشه.
(۲) از دماغ "رضا عنايتي" گرفته تا نحوه گفتار "علي دايي".
پرواضح است كه اين افراد ـ اصلا و ابدا ـ الگوهاي مناسبي براي جوانان مشتاق ميهن نيستند و پسنديده نيست كه ساعتها از زمان مرغوب و پربيننده تلويزيون به ميداني براي سمپراكني اين مدل از مجريهاي جلف و لوس {گاهي هرزخند و نعرهزن (در راديو) با بعضا لباسهاي دخترانه و غالبا آرايشهاي غليظ زنانه (در تلويزيون)} درآيد.
سرويس «فرهنگ و هنر ـ موسيقي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ISNA) روز یکشنبه (۱۷/۰۴/۱۳۸۶) از واپسين شب اجراي بداههنوازي تار و تنبك توسط "محمدرضا لطفي" و "محمد قويحلم" (در شامگاه شنبه 16 تير) خبري منتشر كرد.
اين خبر از نمونههاي زيباي «نرمخبر» در عالم خبر و رسانه است.
گلی که "رحمان رضایی"/ مدافع تيم ملی فوتبال کشور ـ در نخستين مسابقه جام پانزدهم ملتهاي آسيا با تيم ملي فوتبال ازبكستان ـ به تیم خودمان زد، من را بهیاد این ضربالمثل انداخت:
هر گاه دیدی دشمن برایت هورا میکشد، بدان كه به تيم خودي گل زدهاي.
زندگي سالم از ۳ جزو شكل ميگيرد {بهنقل: خ. شيخالاسلام (در برنامه مردم ايران سلام امروز)}:
۱ـ تغذيه خوب
۲ـ فعاليت بدني خوب
۳ـ فراغت از استرس و اضطراب
از نگاه "خ. شيخالاسلام"، بزرگترين نعمتهاي خداوند عبارتست از:
۱ـ سلامتي
۲ـ امنيت
بهنظر من، كمحرفي يك موهبت خدايي است.
زبان و گوش، ۲ نعمت از نعمتهاي فراوان خداوند است كه در بدن آدمي بهفاصله خيلي كمي از هم قرار گرفتهاند اما روي يك طيف سرنوشتساز بشري، فاصله خيلي زيادي دارند. اين طيف بشري، محدوده رفتار است از حرفزدن تا گوشكردن.
حرفزدن و گوشكردن در تقابل با يكديگر هستند. زياد حرفزدن با خوب گوشكردن جور در نميآيد. تنها كساني ميتوانند حرف خوب بزنند كه هم، كم حرف ميزنند و هم، قبل از آن، خوب گوش ميكنند. پرحرفي به افت كيفيت و نقص محتواي حرف و خوب گوشنكردن به كممايگي و بيچيزي منجر ميشود.
شاعر خوشسخن پارسيگوي، بيان جالبي در وصف كوتاهسخني دارد (بهنقل: آسيه جنتي):
روزها گر رفت، گو رو باك نيست تو بمان اي آنكه جز تو پاك نيست
در نيابد حال پخته، هيچ خام پس سخن كوتاه بايد، والسلام
من هميشه از خداوند خواستهام تا به من نيرو بدهد تا در برابر وسوسه حرافي مقاومت كنم.
خدايا! به من، نعمت خوب گوشكردن و توان پرهيز از زياد حرفزدن عنايت كن.
منشاء غم و شادي درون خود ما است.
غم و شادي آدمي، پديدههاي خارجي وجود او نيستند بلكه ريشه در وجود خود او دارند.
بهعبارت ديگر، مهمترين و اصليترين عامل تعيينكننده غمها و شاديها، خودمان هستيم. خودمان هستيم كه يا باعث غمگينشدن و يا شادشدن روانمان ميشويم و يا اينكه به شاديها و غمهاي ديگران اجازه رسوخ به درونمان ميدهيم.
"مريم فقيه حبيبي" ـ در اين مورد ـ تعبير نغزي دارد. او به آدمهايي كه بهعمق غم خود دچار ميشوند، شادروان ميگويد.
رنج و شعف آدمي، به ميزان فهم تفاوتها و تمايزها از محيطش بستگي دارد.
بهقول "حجت اله عباسی"/ نويسنده، روزنامهنگار و مدرس علوم ارتباطات، كسب آگاهي بيشتر به فهم بيشتر تفاوتها و تمايزها منجر ميشود و رنج و شعف در پي دارد.
اثر موسيقايي اجرا شده در آلبوم «در گلستانه»/ كامكار و ناظري ـ علاوه بر آنكه توصيفيترين اجراي موسيقي ملي ايران است ـ كاشانيترين اجرا در ميان اجراهاي موسيقي ملي ايران نيز هست.
چرا كه این اثر هنري، خوانش موسيقايي منتخبی از سرودههای "سهراب سپهري"، انديشمند و شاعر نامآور جهان و اهل «كاشان» است.
در اين اثر، "هوشنگ كامكار" تلاش كرده است تا سرودههاي منتخب را ـ بهكمك گروه سازهاي موسيقي ملي ايران ـ بهتوصيف موسيقايي درآورد.
بهنظر من، موسيقي آلبوم «در گلستانه» توصيفيترين اجراي موسيقي ملي ايران در تمام طول تاريخ موسيقي ايراني است.
آهنگ اين اثر، ساخته "هوشنگ كامكار" و آواز آن، اجراي "شهرام ناظري" و كلام آن، سروده "سهراب سپهري" است.
بهنظر من، موسيقي آلبوم «غم زيبا» پرتحركترين اجراي موسيقي اصيل ايراني در تمام طول تاريخ موسيقي ايراني است.
آهنگ اين اثر، ساخته "مسعود شناسا" و آواز آن، اجراي "شهرام ناظري" است.
اين حضرات عبارتند از:
۱ـ الستي، علي/ جامعهشناس
۲ـ شهيديفرد، محمدرضا/ مجري برنامه
۳ـ مرادي، شهاب/ كارشناس دين
۴ـ معتضد، خسرو/ كارشناس تاريخ
ايده در ذهن شكل ميگيرد و با سخن متولد ميشود. تا زماني كه سخن گفته نشود ايده درك نميشود و در نتيجه به فهم نيز درنميآيد. به تعبير شاعر:
مرد چو سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد.
حرف تا زده نشده است مال من است، دست من است، زمامش به اختيار من است و امورش تحت مديريت و كنترل من است.
حرف وقتي زده شد و به سخن درآمد ديگر از اختيار كامل من خارج ميشود. چرا كه ديگر به تمام و كمال مال من نيست بلكه به اشتراك گذاشته ميشود و مالكيت عمومي پيدا ميكند. در آن صورت ديگر بهصورت كامل مال من نيست. چرا كه به ادراك و فهم ديگران درميآيد و مورد قضاوت آنان قرار ميگيرد.
حرفزدن كار خيلي مشكلي است.
بنابراين نبايستي حرف زد و گرنه قبل از آن بايد به خوب به آن فكر كرد و تمام جوانب آن را سنجيد و سپس مرتكب آن شد. تازه بعد از همه اين پيشانديشيها، پسانديشيها و تدابير بايد ابتدا به خدا توكل كرد و بعد آن حرف را به سخن درآورد.
دوستی گلدانی است که در آن، شاخه گلی روییده است.
این شاخه گل، عشق است.
عشق، در بستر دوستی ریشه می کند، نضج می گیرد و نشو و نمو می کند.
بنابراین معلوم می شود که عشق بدون دوستی، عشق واقعی نیست بلکه چیزی از پی رنگی خواهد بود. دوستی، بدون شناخت و عشق، بدون دوستی، معنی ندارد و در نتیجه عشق بدون شناخت چیز بی مسمایی است و به معنای اصیل و واقعی، قابل تصور نیست.
كارشناس برنامه «رز سفيد» اين جمعه (يعني 08/04/1386) راديو سلامت، "حسن رحماني شمس"/ مشاور خانواده و طرف گفتگوي "خ. حسني"/ مجري برنامه بود.
مشكلات دوران عقد، موضوع برنامه بود و در اين مورد يك قطعه كوتاه نمايش راديويي پخش شد كه اين در نوع خود جالبتوجه و نقطهقوت برنامه است.
"حسن رحماني شمس"/ كارشناس برنامه، بيشتر باهمبودن زن و شوهر در اوقات فراغت را از ويژگيهاي خانواده استاندارد و تضمينكننده سلامت خانواده دانست.
نقاط ضعف برنامه اين هفته عبارتست از:
1ـ مجري پخش شبكه، شروع برنامه را ساعت 10:05 اعلام كرد در صورتيكه برنامه در ساعت 10:11 شروع شد.
2ـ مجري برنامه خودش را معرفي نكرد.
3ـ مجري برنامه فاقد روحيه لازم، سرعت انتقال و خلاقيت بود و از خودباوري و اعتمادبهنفس لازم برخوردار نبود.
4ـ مجري برنامه فاقد قدرت جمعبندي مباحث بود بهنحويكه در مبحث وابستگي و خودمختاري زندگي از كارشناس برنامه پرسيد كه يك فرد چگونه مي تواند هم وابسته و هم مستقل باشد.
5ـ اين برنامه نه فقط براي دختران و پسران در آستانه ازدواج است و نه مخصوص افراد مشكلدار در زندگي زناشويي، بلكه در موضوع راه و رسم صحيح زندگي است. مجري برنامه در همان نخستين ثانيههاي برنامه تير خلاص را به برنامه زد وقتي آرزو كرد كه دوستان عزيزش (يعني همان شنوندگان برنامه) انشاءالله كه مشكلي ندارند ولي اگر داشتند اين برنامه را گوش كنند. البته تيراندازي نامبرده بههدف اصلي برنامه باز هم ادامه يافت آنجا كه گفت: جمعه است و امروز همه خانواده دور هم جمع هستند. انشاءالله كه خانوادهها هيچ مشكلي نداشته باشند.
طرف گفتگوي "فاطمه ركني" در برنامه «دانشوران» اين جمعه (يعني 08/04/1386) رادیو فرهنگ، "بدرالزمان قریب"/ زبانشناس بود.
نكته جالب اين برنامه، اجراي آوازي بيت زير با صداي "غلامحسين بنان" در جايی از برنامه بود كه مهمان برنامه به مناسبتي قرائت كرد:
سالها دل طلب جامجم از ما ميكرد
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد
قبلا در مورد اين برنامه به اشكال معرفينشدن افرادي كه در تعريف مهمان برنامه تكگويي ميكنند اشاره كردام. اشكال يادشده در اين برنامه رفع شده بود.
روز جمعه (۰۸/۰۴/۱۳۸۶)، "ساعد باقري" ـ مهمان برنامه «با كاروان شعر و موسيقي» شبكه دوم سيما ـ طي گفتگو با "سهيل محمودي" در ياد "مهرداد اوستا" گفت:
كسي كه گذشته ندارد، آينده ندارد.
"سهيل محمودي" نيز در ياد "مهرداد اوستا" از "محمدرضا لطفي" نقلقول كرد كه:
شعر 4 شاعر، قابليت موسيقايي ويژهاي دارد:
۱ـ مهدي اخوان ثالث
۲ـ فريدون مشيري
۳ـ هوشنگ ابتهاج
۴ـ مهرداد اوستا
زبان حال مدير یک سازمان متعالي (كه اهميت بالاي مشتري را ميفهمد و از آن آگاهي دارد) در مواجهه با مشتري (عزيزش كه عامل مهم و تعيينكننده حيات آن سازمان است و سازمان مادام بر پا ميماند كه مورد عنايت و پسند او باشد) عبارتست از:
بفرما به سرايم يا بفرما به سر آيم
غرضم وصل تو باشد، چه بيايي چه بيايم
(۱) سازماني مبتني بر معيارها و ارزشهاي مدل تعالي سازماني EFQM
يك بيلبورد بزرگ ـ متعلق به سازمان زيباسازي شهرداري تهران ـ منقش به پرترهاي از "علي شريعتي" كه به نوشتهاي از وي زيرنويس شده است:
من پرورده آزاديام
استادم علي است

«برنامه مردم ایران سلام» از بهترین برنامه های رادیو و تلویزیون ایران در حال حاضر و حتی تاریخ ۳۰ ساله پس از انقلاب اسلامی این رسانه است.
طی چند روز گذشته، این برنامه ـ در سالگرد تأسیسش ـ میزبان مهمانانی از صنوف مختلف است.
امروز دکتر "مرتضی هنری"، دکتر "... فرهودی"/ ژنتیک شناس، "محمدحسین مدرس"/ خواننده و بازیگر، "لاله صبوری"/ نویسنده و بازیگر و "... کثیریان"/ روزنامه نگار مهمان برنامه بودند.
"مرتضي هنري"/ مردم شناس و اکولوژیست، بسیار خوش بیان و خوش فکر ظاهر شد و معتقد است:
ـ اگر تمام امتیازات جهان، از هر نوع، به انسان، شهامت راست بودن را ندهد، مفت نمی ارزد.
ـ من وقتی واژه فرهنگ سازی را می شنوم پوستم کهیر می زند. فرهنگ، ساختنی نیست و می بایست نهادینه شود.
ـ شادی آدم، مفهومی است و به نظر من آدم ها وقتی شاد می شوند که احساس کنند میلیمتری بالا رفته و بزرگ شده اند.
من براي اين ادعا ـ علاوه بر دريافتهاي شخصي خودم ـ ۲ شاهد دارم:
۱ـ مشاهدات "سيدصدرالدين صدري" طي دوره آموزشي «توسعه منابع انساني» به عامليت مؤسسه «جايكا» در ژاپن.
"سيدصدرالدين صدري"، كارشناس خبره سازمان مديريتوبرنامهريزي كشور، برنامهريز برگزيده كشوري، پژوهشگر و صاحب كتاب «مقدمات روش تحقيق در علوم تربيتي» است.
بنابر اظهارات ایشان، الان ژاپن که الگوی موفقی از مدرنیزاسیون در جهان است و در این زمینه به پیشرفتهای زيادي نايل شده است به اعتراف صاحبنظران خود با معضل ضعف روابط انساني روبرو است.
۲ـ اظهارات "فريد عمران" در برنامه راديويي دانشوران.
روز جمعه (۰۱/۰۴/۱۳۸۶) دکتر «فرید عمران» در برنامه دانشوران رادیو فرهنگ معرفی شد.
«فرید عمران» موسیقيدان و روانشناس متولد اهواز است كه حدود ۳۰ سال در لندن زندگي ميكرده و اخيرا ـ از ۴ سال پيش تا حالا ـ در ايران اقامت دارد.
نحوه بازگشت استاد به ايران داستان جالبي دارد:
ـ ۴ سال پيش براي ترحيم مادرم به ايران آمدم و براي تدفين او به بهشت زهرا رفتم. در آنجا ديدم افرادي كه من از ميان درگذشتگان بهشت زهرا ميشناسم از تمام آشناهاي ۳۰ سال گذشته من در خارج كشور بيشتر است. بنابراين به خود آمدم و تصميم گرفتم به ميهن باز گردم.
ـ همسر و ۲ دختر دوقلويم بنابه خواست خودشان در آنجا ماندند و من آمدم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|