تبادلنظر |
عمر، دونده سرعت است.
"داریوش ارجمند" مهمان هفته جدیدترین شماره «هفتهنامه سروش» است.
در این شماره، "داریوش ارجمند" به سؤالات «هفتهنامه سروش» بهبهانه بازي او در مجموعه تلويزيوني «چهل سرباز»/ محمد نوريزاد پاسخ ميدهد. آخرين سؤال هفتهنامه، نظر شخصي پاسخگو در مورد تعدادي از اهالی سينماي ايران است. يكي از اين اشخاص، هنرپيشهاي بهنام "محمدرضا گلزار" است كه "داريوش ارجمند" در اظهارنظري صريح و تكاندهنده ميگويد:
خداوند به آقای "گلزار" همه چيز داده، منهای استعداد بازيگري.
امروز "حجتاله عباسی"/ نويسنده، روزنامهنگار و مدرس علوم ارتباطات، "سروش" را بچهاي عميق، دقيق و فكور (۱)، ارزيابي و وي را در آينده، فردي اهل ارتباطات قوي (۲) پيشبيني كردند. بنابر آيندهنگري ايشان، "سروش" در آينده بههيچوجه خجالتي نخواهد بود.
(۱) بهتشخيص "حجتاله عباسي"، "سروش طليعي" در همين كودكياش هم اهل دقت و تعمق و از اين نظر، بچه جالب توجهي است.
(۲) الان، "سروش طليعي" كمي خجالتي بهنظر ميرسد.
وقتي نيستي، چشمم را باز نكرده، ميبندم.
نوبت قبل در مورد برنامه مناسبتي زنده روز «عيد مبعث» شبكه دوم سيما بهنام «پرديس» ـ بهتهيهكنندگي "آ. صفاريان" ـ يادداشتي گذاشتم.
از بیهدفی و به همریختگی و ضعف اجراي میزگرد آن برنامه گفتم و اينكه نام مجري زن برنامه را نميدانستم.
تيتراژ و ولههاي برنامه، زيبا و خوشساخت و "مهسا ملك مرزبان"، مجري زن آن بود و همنوازان "عبدالرسول كارگشا" عبارت بودند از:
۱ـ طيب امامقلي/ نوازنده دف و دايره
۲ـ افشين بشيري/ نوازنده كمانچه
۳ـ سروش رستمي/ نوازنده تار
كوچك، زيبا است.
اما بهنظر من:
هر چيزي بهقاعده، زيبا است.
اول از همه برايت آرزومندم که عاشق شوي
و اگر هستي، کسي هم به تو عشق بورزد
يك خودرو سواري مرسدس بنز كه به يك دستگاه خودرو سواري پرايد بوكسل شده بود. ![]()
![]()
بلافاصله ياد ۲ ضربالمثل ايراني افتادم:
۱ـ دوست آن باشد كه گيرد دست دوست، در پريشانحالي و درماندگي.
۲ـ ميازار موري كه دانهكش است، كه روزي درافتي به پايش چو مور.
دیروز، شنبه (۲۰/۰۵/۱۳۸۶) شبكه دوم سيما ـ بهمناسبت عيد مبعث ـ برنامه زنده ۸۵ دقيقهاي بهنام «پرديس» پخش كرد.
برنامه بهاجراي "شهرام شكيبا" (۱) و "همسرش"(۲) در حضور ۴ مهمان برگزار شد:
۱ـ نيما رييسي/ بازيگر سريال ميوه ممنوعه
۲ـ فريبا كوثري/ بازيگر سريال بیصدا
۳ـ مهديه الهي قمشهاي/ شاعر
۴ـ عبدالرسول كارگشا/ خواننده
"نيما رييسي" و "فريبا كوثري" دعوت شده بودند تا بهترتيب در مورد سريال «ميوه ممنوعه» (۳) و سريال «بيصدا» (۴) توضيح بدهند.
"مهديه الهي قمشهاي" دعوت شده بود تا شعر بخواند و از عيد مبعث بگويد و "عبدالرسول كارگشا" دعوت شده بود تا ـ به همراهي ۳ نفر نوازنده (۵)ـ بهصورت زنده آواز بخواند.
میزگرد برنامه،تقريبا بيهدف و درهمريخته و اجراييش بسيار ضعيف (۶) بود.
معلوم نبود میزگرد برنامه بهدنبال چیست. میخواهد مبعث را گرامی بدارد، از فعالیتهای صداوسیما گزارش بدهد، اطلاعرسانی کند، هنریشهها را تبلیغ کند، آیتمی از یک برنامه ژورناليستی زرد باشد و یا ...
اجرای برنامه میان "شهرام شکیبا" و "همسرش" تقسیم شده بود. "همسر" که مازاد بهنظر میرسید و دایم در تلاش برای یافتن جا و سهمی برای خود بود و "شهرام شکیبا" با اجرايي بلاتكليف و بدون آمادگي با هرزخندهاي مكرر كه دايما با مهمانان برنامه پسرخاله ميشد و بهصورتي مصنوعي بهكمك همسرش با تعريف و تمجيدهاي درشت و قلمبه و با بهكارگرفتن اسامي كوچك مهمانان مرد برنامه، ميخواست صميميت ايجاد كند.
من نه میفهمم که «میوه ممنوعه» و «قرصهاي روانگردان» (۷) چه ربطی به «عید مبعث» دارد و نه برایم بهراهانداختن چنین برنامه زندهای در «عید سعید مبعث»، توجیه دارد که در آن "فریبا کوثری" در بیاید و بگوید که در سریال «بيصدا»، نقش همسر "مهدی فخیمزاده" را ایفا میکند و "مهدی فخیمزاده"، مرد خوبی است. (۸)
پرواضح است، ميزگرد برنامه «پردیس» سردستانه، باعجله و بدون فکر، تدارک و سرهمبندی و به برنامه تحميل شده است.
(۱) ميگويند شاعر، طنزپرداز و پژوهشگر است.
(۲) تا آخر برنامه، نامش را نفهميدم.
(۳) كار "حسن فتحي" كه قرار است ماه رمضان آينده پخش بشود.
(۴) كار "مهدي فخيمزاده" كه قرار است يك هفته پس از ماه رمضان پخش شود.
(۵) كه هرگز نوازندگيشان نمايش داده نشد و آخر سر ـ احتمالا به اصرار خواننده گروه ـ تنها معرفي شدند و يك جملهاي تبريك عيد گفتند.
(۶) بهخصوص كه لكنت زبان شديد "شهرام شكيبا"/ مجري برنامه، بهشدت توي ذوق ميزد.
(۷) که سوژه سریال «بیصدا» است.
(۸) بهجای آن که بگوید نقش فلان شخصیت سریال را بازی میکند.
كار به ميزاني كه به آن مهلت بدهيد، كش پيدا ميكند.
(بهنقل: آشنايي ناشناس)
دلم تنگ است
میان ما و رسیدن، هزار فرسنگ است
پژوهشگر/محقق در مواجهه با مسايل پيشروي خود ـ بههدف حل و فصل آنها ـ نه بايد بهورطه ايدهآليسم (يعني كمالگرايي افراطي) بيفتد و نه بايد دچار سهلانگاري و سادهلوحي شود.
ما ـ گاهی ـ کارها را بهقدری بزرگ ميكنيم كه خودمان از آنها وحشت ميكنيم و در نتيجه، جرأت انجام آنها را از دست ميدهيم.
حكايت ما به طفلي ميماند كه از هيولاي خميرياي كه خودش ساخته ميترسد و ميگريزد.
هر كاري بهشرط رعايت حد و حدود آن زيبا است.
دیروز جمعه (۱۲/۰۵/۱۳۸۶) شبكه دو سيما در برنامه ۱۰۲ دقيقهاي «سينماي تابستاني» فيلم سينمايي پويانماي ۶۹ دقيقهاي «داستان فرمانروايي حضرت سليمان» را به نمايش و نقد گذاشت.
مجموعه انيميشن «فرمانروايان مقدس» به تهيهكنندگي «شرکت فرهنگی و هنری صبا» توسط مؤسسه فرهنگي «حور» (1) در قالب 7 فيلم بلند انيميشن آماده پخش شده است.
فيلمهاي بلند اين مجموعه انيميشن عبارتست از:
۱ـ حضرت ساموئل.
۲ـ فرمانروايان طالوت.
۳ـ نبرد حضرت داوود با جالوت.
۴ـ فتح اورشليم.
۵ـ نبرد حضرت داوود با آراميان.
۶ـ حضرت سليمان و ملكه صبا.
۷ـ انتهاي حكومت حضرت سليمان.
فیلم «داستان فروانروايي حضرت سلیمان» بهكارگرداني "اميرمحمد دهستاني"، آهنگسازي و طراحي صداي "مهرداد نبئي"، تدوين "اميرمحمد دهستاني" با فيلمنامه "رضا تقدسي" در سال ۱۳۸۴ بهشيوه پويانمايي/انيميشن توليد شده است.
در جايي از فيلم، "حضرت سليمان" فرمودند:
تباهي جامعه از كوتاهي بزرگان است.
برنامه، بهاجراي "هانيه كرد" و كارشناسي "مريم طايفه"، "پرستو اسلامي"، "زهرا روستايي" و "صباح غلامي" اين فيلم را نقد كرد.
(1) موسسه فرهنگي «حور» بهعنوان يك شركت خصوصي، اينگونه پروژهها را از شركتهاي دولتي دريافت كرده و پس از طيكردن مراحل دوبلاژ و ... آنها را براي پخش در سازمان «صداوسيما» آماده ميكند.
دیروز جمعه (۱۲/۰۵/۱۳۸۶)، كارشناس برنامه «رز سفيد» راديو سلامت، "محمدرضا ايراننژاد" بود كه با "ندا خواجهنوري" به گفتگو نشست.
بر خلاف قبل، اينمرتبه، مجري پخش شبكه، هم مجري برنامه و هم كارشناس آن را معرفي كرد.
"محمدرضا ايراننژاد"/ روانپزشك، بيان خوبي داشت و در جريان بحث «همسرگزيني» ـ كه موضوع برنامه است ـ به نكات جالبي اشاره كرد. از جمله به نوعي از دوستيهاي خطرناك و بدعاطيه كه از آن به «دوستيهاي كف خيابوني» ياد كرد. ديگر اشاره نامبرده به بيان شعرياي بود كه توصيه به وفاداري و پرهيز از خيانت ميكند:
هر كجا محرم شدي، دست از خيانت باز دار
اي بسا محرم كه با يك نقطه مجرم ميشود
برنامه «خانه مهر» شبکه سوم سیما، هر صبح ـ از ساعت ۱۰ ـ بهصورت زنده پخش میشود. (۱)
ملقمهاي ناپخته و بدساخت كه (۲):
ـ موسيقياش الكترونيك و پرضرب است و ناهمچسب.
ـ دكورش خالماخالي، شلوغ و بدرنگ است.
ـ تصويربرداريش ضعيف و ابتدايي و كاردبندي تصاوير، بد و ناشيانه است.
ـ اجرايش (۳) پر از حرافي، پرتوپلاگويي و بههمبافي است.
ـ بهنظر نميرسد براي آيتمهاي مختلف و متعدد برنامه از پيش، فكري شده باشد و بيشتر بهنطر ميرسد، قصد كارگردان، پركردن وقت برنامه باشد كه البته اين كار به بدترين شكل صورت ميگيرد.
(۱) بهتهيهكنندگي "مسعود يميني".
(۲) قرار بوده اين برنامه، برنامهاي با مضامين خانواده و تحکيم بنيان آن باشد و بهمواردي چون آشنايي همسران جوان به وظايف متقابل، ارتقاي آگاهي اخلاقي، ديني و تربيتي، نقش همسران در تربيت فرزندان، جايگاه و اهميت حضور زنان در جوامع شهري و روستايي، نقش همسران د ر تامين اقتصاد خانه و ... بههمراه آموزش نکات خانهداري، علمي و هنري بپردازد.
(۳) بر عهده "ژیلا صادقی" است.
طي 3 شب گذشته، شبكه اول سيما، نشست رييسجمهوري با جمعي از خبرنگاران همراه او در سفرهاي استاني هيأت دولت را پخش كرد.
زيرنويس برنامه اين بود: نشست صميمي رييس جمهور با همراهان رسانهاي
بهنظر من، كسي كه اين زيرنويس را انشا كرده است چيزي از خبرنگاري نميداند و سوادي از دانش رسانهاي ندارد.
از تركيب غلط «رييس جمهور» (1) كه بگذريم، بهكار گرفتن صفت «صميمي» براي توصيف جانبدارانه «نشست»، جهتگيري آشكار در نوشته و عملي ضدخبري است و نميتواند كار يك حرفهاي باشد.
كار نقلوانتقال مسافر در جاده قديم كاشانـقم، سالها بر عهده «مسافربري سپهر كاشان» است.
شركتي با 20 مينيبوس مرسدس بنز و فيات قديمي (۱) كه ايستگاه كاشانش، گاراژي بهنام «قم» در بلوار «شهيد خادمي» و ايستگاه قمش، گاراژي بهنام «كاشان» در فلكه «شهر قايم» است.
مينيبوسهايي كه تا پر نشود، حركت نميكنند، ساعت كنترل سرعت ميزنند، با تشريفات بامزهاي جلوي يخفروشي توقف ميكنند تا براي كلمن آب يخشان، يخ بخرند، سرعتشان حداكثر 75 كيلومتر در ساعت است و فاصله 95 كيلومتري كاشان تا قم و بالعكس را در 95 دقيقه طي ميكنند، پذيرايي ندارند، بليت صادر نميكنند و بهجاي آن، مسافران را با تشريفات خاصي ثبتنام ميكنند و كرايه 550 توماني را هنگام ثبتنام بهصورت نقدي ميگيرند.
جالب آن كه، راننذهها براي همين مينيبوسهاي قديمي، كمربندهاي جالبي ـ بهشيوه مندرآوردي ـ از سقف تا پايه صندلي درست كردهاند و از آنها براي بستن!!! خودشان و 2 نفر مسافر صندلي كنار شوفر استفاده ميكنند.
بيشتر مسافران اين خط را زنهاي افغاني تشكيل ميدهند.
(۱) با موتورهاي پرصدا
كيفيه الفعل تدل علي كميه العقل.
چگونگي كار بر مقدار عقل دلالت ميكند.
(غررالحكم ـ ج۴ ـ ص۲۴)
ديروز ـ در جاده قديم قمـكاشان ـ با راننده ۵۶ ساله مينيبوس مسافربري «سپهر كاشان» همكلام شدم.
يخ مرد خشمگيني(۱) كه در ابتداي حركت بر سر "محمدرضا"/ كنترلر بليت گاراژ، فرياد اعتراض ميكشيد كه چرا مينيبوس غلغله از مسافرش!!! جاي خالي زيادي دارد، با تعريف من از تميزي مينيبوسش و سؤال من از تعداد سالهايي كه در آن جاده كار ميكند، آب شد.
پيرمردي مؤدب كه ۲۰ سال كشاورزي كرده، ۲۰ سال رانندگي تراكتور (كه طي آن ۳ دستگاه تراكتور را اوراق كرده است) و اكنون بهدليل ناراحتي زانوهايش، آب و زمين موردعلاقهاش را اجاره داده و ۶ سال است كه مينيبوس مدل ۵۷ خود را رانندگي ميكند، مينيبوسي ۸ ميليون توماني كه ـ همين اخيرا ـ ۳ ميليون تومان خرج روي دستش گذاشته است.
مرد سرد و گرم روزگار چشیده، اهل روستاي «سن سن» كاشان كه شمرده و با نزاكت حرف ميزد اما وقتي صحبت از «صداوسيما» شد از «تلويزيون» به «جعبه جادو» تعبير كرد و معتقد بود اين «جعبه جادو» جوانان را از كتابخواندن و مردم را از صله ارحام و توجه به يكديگر بازداشته و به سرگرمي كاذب و مخرب آنان تبديل شده است.
پيرمرد بااعتماد بهنفسي كه ميگفت:
«صداوسيما» قبلا مجريها و اخبارگوها را از بهترينها انتخاب ميكرد اما اخيرا ديگر وسواس گذشته وجود ندارد و هر «گوشالنگي»(۲) از را ميرسد، گوينده و مجري ميشود.
پيرمردي كه با شور و حرارت، انزجار خود را از "فرزاد حسني" و "سيداقبال واحدي" بيان ميكرد. تعبير سخيفش(۳) از "فرزاد حسني"، نشانگر عمق ناخرسندي او از اين مجري تلويزيوني و اشارهاش به يكي از ضعفهاي "سيداقبال واحدي"(۴)، نشاندهنده انتظار بالاي او نسبت به تواناييهاي فردي مجريان تلويزيوني بود.
مرد باتجربه پا به سن گذاشتهاي که وقتی از "رحمان نظام اسلامی"، "محمدرضا حياتي" و "فؤاد بابان" با احترام یاد میکرد، میشد تصوير ذهني او را از يك مجري قابل تلويزيوني فهميد.
(۱) من را از آوردن نامش معذور بداريد.
(۲) در محاوره مردم كاشان، به «هزارپا» گفته ميشود.
(۳) ابرو برداشتن "فرزاد حسني" و هر شب به رنگي درآوردن موهايش را از «علامات آخرالزمان» ميدانست و از قدكشيدن "فرزاد حسني" در محضر سردار "رادان" خيلي گلايهمند بود.
(۴) لكنت زبان "سیداقبال واحدی" را دور از تصور و ضعفي نابخشودني براي يك مجري تلويزيوني ميدانست.
برنامه ۱۶۶ دقيقهاي «سينما يك» شبکه اول سیما ـ در پنجشنبه (۲۸/۰۴/۱۳۸۶) ـ فيلم سينمايي «مزرعه» را به نمايش و نقد گذاشت.
«مرزعه» اثر "جيم شريدان" محصول كشور ايرلند جنوبي در سال ۱۹۹۰ م. است. (۱)
بازيهاي اصلي فيلم كار "ريچارد هريس"، "جان هنت" و "شان وين" و موسيقي آن كار "المر برنشتاين" است و فيلم با عبارات جالبي از نقش اصلي (كه ايفاي آن بر عهده "ريچارد هريس" است) شروع ميشود:
اگر ميدانستيم چگونه زنان را راضي كنيم، مطمئنا جايمان توي بهشت بود.
وقتي مردي نباشد كشاورزي كند، مزرعه به چه دردي ميخورد؟
هيچوقت به زنهاي كولي اعتماد نكن پسر!
پايانبخش فيلم نيز دعايي است از زبان بازيگر ديگر آن:
خداوندا! به تو پناه ميبريم تا روزي كه حكومت تو در جهان حكمفرما شود.
فيلم در گفتگوي ميان "شاهرخ دولكو"/ مجري برنامه، "حميد دهقانپور"/ عضو هيأت علمي دانشگاه هنر و "ابراهيم فياض"/ عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس نقد شد.
(۱) از ديگر آثار اين كارگردان، ميتوان به فيلم «بهنام پدر» اشاره كرد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|