تبليغاتX
سخن آشنا
 
تبادل‌نظر
 

به‌نظر من، "سالار عقيلي" در موسيقي ما، "شجريان دوم" است.

ديشب بخش شبانگاهي «راديو پيام» ـ به نويسندگي و اجراي "سهيل محمودي" ـ آثار جديدي با آواز وي پخش كرد كه گواه اين نظر حقير است.

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 7:52  توسط حسن طلیعی  | 

ديشب بالاخره بعد از چندين روز بمباران تبليغاتي سيما، نخستين قسمت مجموعه تلويزيوني «حلقه سبز» از شبكه سوم سيما به نمايش درآمد.

كار "ابراهيم حاتمي‌كيا".

عكسي از مجموعه تلويزيوني حلقه سبز


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:47  توسط حسن طلیعی  | 

امروز صبح اول وقت، پشت اتوبوسی (۱) نوشته بود:

آن كسي كه مرا خوب درك مي‌كند

يه‌روز ناگهان زادگاه مرا ترك مي‌كند

(۱) اتوبوسي قدیمی و دودگرفته از شب و روزهاي پرتعداد روزگار سپري‌شده كه سخت خسته و رنجور از ناملايمات و زبري‌هايش به‌نظر مي‌رسيد و چين جبر اين مهمان‌خانه مهمان‌كش روزش تاريك، بر پيشاني‌اش چاك مي‌نمود.

  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 7:48  توسط حسن طلیعی  | 

برنامه رز سفيد امروز «راديو سلامت» به تهيه‌كنندگي "سعيد يوسفي"، صدابرداري "سيما معصومي‌راد" و اجراي "فيروزه آدابي" در موضوع همسرگزيني به بحث از خوشبختي در زندگي مشترك اختصاص داشت.

كارشناس اين برنامه ـ "حسن رحماني شمس"/ مشاور خانواده و مدرس دانشگاه ـ گفت:

ـ گفتن همه‌چيز به همسر، نه لازم و نه درست است. در زندگي، چيزهايي «راز» است كه نبايستي كسي جز خود آدم، بداند.

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 11:8  توسط حسن طلیعی  | 

مجموعه تلويزيوني رمضاني «اغما»/ سيروس مقدم ـ علاوه بر افراط در پرداختن به سوژه «شيطان» و خطا با نمایش شیطان در کالبد یک انسان صالح و به‌صورت زیباي او ـ در نمایش منکرات جامعه نیز مرتکب خبط فاحش شد.

به‌نظر من، اين مجموعه در نشان‌دادن چهره زن قواد و دختران بدكاره و به‌ويژه در نمایش واضح صورت مشتری!!! «رز» (به‌نقش‌آفريني غزاله جزايري) در سكانس «خانه فساد»، راه را به خطا پيمود. (۱)

عكسي از مجموعه تلويزيوني اغما

عجب از صدا‌و‌سيمايي كه هرگز ساز موسيقي را نمايش نمي‌دهد، بدون‌استثنا صورت يك تماشاچي زن در ورزشگاه فوتبال را سانسور مي‌كند و حتي بر سر تمام هنرپيشه‌هاي زن ـ در تمام مجموعه‌هاي تلويزيوني ـ كلاه مقنعه مي‌گذارد اما ...

(۱) به‌نظر من بهتر بود صورت افراد نامبرده، شطرنجي مي‌شد تا زشتي عمل چنين افرادي از بين نرود.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 14:9  توسط حسن طلیعی  | 

"عبدالجبار کاکایی"، "اهورا ایمان"، "بهروز یاسمی"، "خليل جوادي"، "افشین یداللهی"، "محمد رمضاني فرخاني"، "پرويز بيگي حبيب‌آبادي"، "محمد‌علي شيرازي"، "اسماعیل امینی" و "سيد‌عباس سجادي" ترانه‌های سریال‌های ماه رمضان را بررسی کردند.

ادامه مطلب

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:54  توسط حسن طلیعی  | 

دكتر "ليلا نيرومند"/ عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي و پژوهشگر مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اي صدا‌و‌سيما، یافته های پژوهشي تحت عنوان «مطالعه تكنيك‌هاي ارتباطي به‌كار رفته در بازنمايي ارزش‌هاي فرهنگي در سريال‌هاي خانوادگي تلویزیون» را گزارش کرد ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:7  توسط حسن طلیعی  | 

سرانجام مجموعه تلويزيوني رمضاني «ميوه ممنوعه»/ حسن فتحي، به‌شيوه مهد كودكي پايان يافت:

ـ پايان خوش براي "حاج‌يونس" با دسته‌گلي تقديم به "قدسي".

ـ پايان خوش براي "سينا" با قبولي در دانشگاه.

ـ پايان خوش براي "جلال" با "امير حسين"ش.

ـ پايان خوش براي "هستي" با "فرزاد"/نامزد جوانش.

و

ـ پايان خوش براي "مصطفي" با كنسرتش. (۱)

(۱) اين آخري را بخوانيد "احسان خواجه‌اميري" با كنسرتي كه عطش شديدش براي آواز‌خواندن و نشان‌دادن خود را ـ در نمايشي مهد كودكي بر سن ـ فرو نشاند.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0:45  توسط حسن طلیعی  | 

رشد روزافزون ۲ عامل را در مجموعه‌هاي تلويزيوني سيما مشاهده مي‌كنم:

۱ـ فحاشي

۲ـ استيلاي زنان

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 16:36  توسط حسن طلیعی  | 

مجموعه تلویزیونی رمضانی «ميوه ممنوعه»/ حسن فتحي، امشب در سکانس ملاقاتی (۱) به اوج خود رسید.

هرچه‌قدر ملاقات "هستي شايگان" (به‌نقش‌آفريني ضعيف و نااميدكننده هانيه توسلي) در سكانس ملاقاتي‌اش با "حاج‌يونس" ـ در قسمت ديشب ـ مسخره و آبكي بود؛ اما بازی درخشان "علی نصیریان" (در نقش حاج یونس فتوحی) در سكانس ملاقاتي قسمت امشب مجموعه، تحسين‌برانگيز و خيره‌كننده بود.

به‌نظر من ـ در اين سكانس ـ "علي نصيريان" هم به‌جاي "حاج‌يونس" بازي كرد و هم ضعف فاحش بازي "امير جعفري" (در نقش جلال فتوحي) را جبران كرد.

در تمام طول اين مجموعه، نابرابري مهارت بازيگران در ايفاي نقش‌ها به‌صورتي آزاردهنده به چشم مي‌آمد و حتي "گوهر خيرانديش" (در نقش قدسي) نيز در حد و اندازه موردانتظار، ظاهر نشد و اگر نمي‌بود هنرمندي تمام‌عيار "علي نصيريان"، اين مجموعه قابل تماشا نبود و چيزي براي ارايه نداشت.

عكسي از مجموعه تلويزيوني ميوه ممنوعه

هانيه توسلي

عكسي از مجموعه تلويزيوني ميوه ممنوعه

انصافا كه "علي نصيريان"، عصاره و چكيده هنر بازيگري سينما و تلويزيون ايران است و در مجموعه «ميوه ممنوعه» با نقش "حاج‌يونس فتوحي" زندگي كرد و به اين نقش جان داد و یک‌تنه، تمام ضعف‌هاي مجموعه ـ از داستان متزلزل مجموعه گرفته تا ناپخته‌گي و نابرابري بازي‌ها و تدوين نابسامان و موسيقي سطحي آن ـ را جبران نمود.

(۱) ملاقاتي "حاج‌يونس فتوحي" و "جلال"/ پسرش در زندان.

  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 22:32  توسط حسن طلیعی  | 

امروز سيماي جمهوري اسلامي ـ در بزرگداشت عيد سعيد فطر و از آغاز صبح تا آخر شب ـ جولانگاه انبوه مجريان آن‌چناني بود:

حرافي، بادمجان دور قاب‌چيدن، تعريف و تمجيدهاي مهوع و چندش‌آور، ساختن شخصيت اهورايي از افرادي كه غالبا صلاحيت آن‌را ندارند، استاد‌ساختن از افرادي كه غالبا شاگرد هم نيستند، تعارف‌هاي شخصي، تعارف‌هاي صنفي، رد و بدل محاورات سبك (و گاه چاله‌ميداني) و ...

انبوه مجريان تيپ تكراري توليد انبوه‌شده كه با كمال شرمندگي توصيفي بهتر از اين برايشان ندارم:

موس موس كردن در عزاها (با اشك‌هايي كه بيشتر اشك تمساح است تا اشك دل) و جنگولك‌بازي در جشن‌ها (با نعره و هوار و جيغ‌هاي زنانه) آميخته به ملغمه‌اي از وقاحت در پرسش‌كردن، رنگ و نوع پوشش با لباس باز و تي‌شرتي در زيرش (كه مهمان خود را با اسم كوچك صدا مي‌زنند)

  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 18:54  توسط حسن طلیعی  | 

مجموعه تلويزيوني رمضاني «اغما»/ سيروس مقدم در پرداختن به سوژه «شيطان» راه را به افراط رفت و با نمایش شیطان در کالبد یک انسان صالح و به‌صورت زیباي او، راه را به خطا پيمود.

عكسي از مجموعه تلويزيوني اغما

بهره‌گرفتن از كالبد يك فرد صالح خدايي ـ يعني "الياس اسماعيلي" در داستان متزلزل مجموعه (با آن كراماتي كه از او، ادعا مي‌شود) ـ و جان‌دادن به شيطان (به‌نقش‌آفريني حامد كميلي) در سيماي آسماني وي، كاري نادرست و ضدهنري است. ما در شاهنامه فردوسي نيز مي‌بينيم هميشه شر و بدي در سيماي ديو چهره مي‌نمايد و هيچ‌گاه فردوسي اين اصل مهم هنري را به‌فراموشي نمي‌سپارد.

به‌نظر من، "داريوش مختاري" و "سيروس مقدم" حق نداشتند براي نشان‌دادن شيطان از چهره آسماني، معنوي و زيباي يك جوان خوش‌رو استفاده كنند. چهره‌هايي كه ما غالبا در تمثال ائمه و معصومان و بنرهاي عاشورا و محرم و در تمثيل سقاي دشت كربلا و شهيد عاشورا مشاهده مي‌كنيم.

من كار "احمد‌رضا معتمدي" در فيلم سينمايي «زشت و زيبا» را ـ برای نشان دادن شر و بدي ـ تحسين مي‌كنم. در اين اثر سترگ سينماي ايران، از يك ماسك زيبا براي نمايش چهره زشت شخصيت شر و بد داستان كمك گرفته شد. در واقع شخصیت زشت داستان، زیبانما ـ و نه زیبا ـ نشان داده شد. كاري كه "داريوش مختاري" و "سیروس مقدم" به آساني و هوشمندي مي‌توانستند بكنند.

  نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 20:18  توسط حسن طلیعی  | 

"بهرام شفیع"/ مجري برنامه زنده «ورزش و مردم» شبکه اول سیما در التهاب و تب عقب‌نيفتادن از برنامه‌هاي پرطرفدار «ورزش از نگاه دو» (ي جهانگير كوثري) و «نود» (عادل فردوسي‌پور) از دايره نزاكت خارج مي‌شود.

دامن‌زدن ناشيانه به شايعات زرد مطبوعات ورزشي، كل‌كل‌كردن كودكانه و استفاده از دست در لمس مهمانان برنامه (۱) و ... بخشي از رفتارهاي ناشي از التهاب "بهرام شفيع" در عقب‌نمانده از گردونه برنامه‌هاي زنده ورزشي تلويزيون است.

"بهرام شفيع"، گزارش‌گر پرآوازه سال‌هاي دور سيما اكنون ـ در آستانه پيري و به‌قول مردم كاشان ـ دارد از هول حليم، داخل ديگ مي‌افتد.

(۱) مهمانان برنامه امروزش عبارتند از:

ـ دكتر "علي فتح‌الله زاده"/ مديرعامل باشگاه استقلال تهران 

ـ "حبيب كاشاني"/ مديرعامل باشگاه پرسپوليس تهران

  نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 11:1  توسط حسن طلیعی  | 

در يادداشت چهارشنبه (۲۸/۰۶/۱۳۸۶)، مجموعه تلويزيوني رمضاني «يك وجب خاك»/ علي عبدالعلي‌زاده را ضعيف‌ترين مجموعه سيما ـ در رمضان جاري ـ دانستم.

عكسي از مجموعه تلويزيوني يك وجب خاك

اما از شواهد بر مي‌آيد كه مجموعه تلويزيوني «شكرانه»/سعيد سلطاني در اين زمينه، گوي سبقت را ربوده است و دارد به‌سرعت به ضعيف‌ترين مجموعه تلويزيوني رمضاني سيما تبديل مي‌شود .

عكسي از مجموعه تلويزيوني شكرانه

كاري سردستانه، بي‌هدف و نامناسب براي لحظات معنوي و زيباي افطار ماه مبارك رمضان با داستاني سرگردان و بي‌كشش و بازي‌هاي ضعيف كه به‌کمک موسيقي زيبا، نورپردازي خوب، تنوع لوكيشن و حتي به زور بهره‌برداري از رنگ و آب و زيبايي و جواني دختر تاجيك نيز نتوانسته بيننده را به‌دنبال خود بكشد.

عكسي از مجموعه تلويزيوني شكرانه

حیف از آواز زيباي استاد "دولتمند خالف"/ فلك‌خوان صاحب‌آوازه تاجيكستان و موسيقي روان و خوش‌ساخت "علي‌رضا كهن‌ديري" كه در اثر ضعف داستان و انتخاب بازيگران نامناسب و بازي‌هاي ضعيف ايشان به‌خوبي شنيده نشد و درست بر دل ننشست.

به‌نظر من، اين كار ضعيف حتي اعتبار و آبروي حرفه‌اي "هوشنگ توكلي" را نيز زير سؤال مي‌برد.

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 17:27  توسط حسن طلیعی  | 

بخش‌هاي «اجتماعي» (۱) و «تاريخ» (۲) برنامه امروز «مردم ايران سلام»/ محمدرضا شهيدي‌فرد ـ در شبکه دوم سیما ـ به‌صورت جالبي به مناظره سخت "علي الستي" و "خسرو معتضد" تبديل شد. مناظره "علي الستي" در انتقاد جامعه‌شناختي از عملكرد تلويزيون و "خسرو معتضد" در تمجيد مقايسه‌اي از آن.

"الستي" ضمن اشاره به ۳ ويژگي لازم تلويزيون ـ يعني جذابيت، تأثيرگذاري مثبت و اعتيادناآوري ـ عقيده خود را بيان كرد مبني بر اين‌كه تلويزيون ما در ماه رمضان جاري، جذابيت داشته اما با برنامه‌هايش بر مخاطبان، تأثير منفي گذاشته و آنان را به خود، معتاد كرده؛ به‌نحوي كه از مسجد و قرائت قرآن و صله‌ارحام باز داشته است. به‌تعبير وي، تلويزيون ما، «ضيافت الهي» را به «ضيافت شيطان» تبديل نموده و در تلاش براي مقابله با تأثيرات مخرب ماهواره، خود به ماهواره‌اي تبديل شده است.

اين نقطه‌نظرات "الستي" با واكنش تند "معتضد" مبني بر اين‌كه عوامل سخت‌كوش تلويزيون در تلاش براي مقابله با ماهواره، برنامه‌هاي اخلاقي و مثبتي توليد كرده ـ و بنابراين مأجورند ـ مواجه شد.

(۱) به‌كارشناسي "علي الستي"/ جامعه‌شناس

(۲) به‌كارشناسي "خسرو معتضد"/ تاريخ‌نگار

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 11:28  توسط حسن طلیعی  | 

از دیگر نقاط ضعف داستان (۱) متزلزل مجموعه تلویزیونی رمضانی «ميوه ممنوعه»/ حسن فتحي، افسر آگاهي پرونده "بهرام شايگان" است.

"سرگرد" (با نقش‌آفريني كاظم بلوچي) از ما بينندگان كمتر آگاهي دارد و گرهي از كلاف سردرگم پرونده (۲) نمي‌گشايد، هيچ؛ بلكه منتظر است تا متهمان پرونده خودشان هم‌چون بچه‌هاي خوب بيايند و اعتراف كنند.

پليسي كه فلسفه مي‌بافد و دايم كلمات قصار مي‌گويد، صيغه‌اي چندان صرف‌شدني به‌نظر نمي‌رسد.

شايد انتخاب نابه‌جاي بازيگر براي نقش "سرگرد" هم بيشتر به تبلور و نمود‌يافتن اين شخصيت مجموعه، ضربه زده است. به‌ياد بياوريد نقش كوتاه و تأثيرگذاري (۳) را كه "كاظم بلوچي" در مجموعه «زير تيغ»/ محمدرضا هنرمند ايفا كرد.

(۱) نوشته علي‌رضا كاظمي‌پور.

(۲) كه چندان هم گوريده نيست و ابهام زيادي ندارد.

(۳) "قاصد زندان"، تنها در يك سكانس سرنوشت‌ساز و طلايي مجموعه تلويزيوني «زير تيغ».

  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:7  توسط حسن طلیعی  | 

مجموعه تلویزیونی رمضانی «میوه ممنوعه»/ حسن فتحی ـ در لحظات زيباي افطار ماه مبارك رمضان ـ سراسر زشتی‌ها را به نمایش می‌گذارد و به‌قول مردم كاشان، خالي براي خاله وا نمي‌گذارد.

در خانواده مذهبي و اصيل "حاج‌يونس فتوحي"، انواع بي‌ادبي‌ها و و زشت‌ترين جسارت‌ها، فحاشي‌ها و پرده‌دري‌ها از سوي اعضا نسبت به يكديگر صورت مي‌گيرد و تصوير فوق‌العاده نازيبايي از اصالت و مذهب به مخاطب روزه‌دار عرضه مي‌شود.

خانوداه حاج‌يونس فتوحي

اصلا انگار نويسنده داستان متزلزل مجموعه (۱)، اعضاي اين خانواده اصيل ـ لقمه حلال‌خورده پرورش‌يافته تحت تعاليم حاجي پنجاه‌سال عابد و مادر متخصص علوم تربيتي و برنامه‌ريز آموزش و پرورش ـ را طوري به جان يكديگر مي‌اندازد كه انگار ديگر هيچ‌وقت قرار نيست دوباره در روي هم نگاه كنند. (۲)

از آن گذشته انتخاب چنين سوژه نادر و نچسبي در چنين وقتي از سال و درست هنگام افطار در ماه رمضان نيز جاي اما و اگر فراوان و البته تعجب دارد و نشانه خوردن كفگير ديگ سوژه‌هاي سيما و شايد هم انتخاب بد و هول هولكي طراحان برنامه است.

طرح مسايل انحرافي و حاشيه‌اي منفي‌اي هم‌چون ازدواج باكره بدون اذن ولي (۳)، ارتكاب به كتك‌زدن زوجه (۴)، شرخري (۵) و شارلاتانيزم (۶) صيغه‌هاي سخت غيرقابل صرفي مي‌نمايد و سنگ تمام نویسنده است برای سیاه‌نمایی تمام‌عیار خانواده "حاج‌يونس".

(۱) علي‌رضا كاظمي‌پور.

(۲) باز هم به‌قول مردم كاشان، اين نويسنده، خالي براي خاله وا نمي‌گذارد.

(۳) آن هم در يك خانواده مذهبي و اصيل به‌عامليت گل سرسبد خانواده و دختر جوان همدم و غم‌خوار پدر (يعني حاج‌يونس فتوحي بزرگ).

(۴) در قرن بيست و يكم و عصر ارتباطات و تعاملات اجتماعي. 

(۵) شرخري "هوشنگ"/ پادو و جيره‌خوار جلال فتوحي.

(۶) شارلاتانيزم "جلال فتوحي" كه البته به قول "حاج‌يونس فتوحي"، ميوه و ثمره پنجاه سال، عبادت او است.

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:39  توسط حسن طلیعی  | 

"نیما یوشیج" در بخشی از یادداشت‌هایش آورده است (به‌نقل: پايگاه اينترنتي هفتان):

هر دانشمندي، هر فهميده‌اي، هر فيلسوفي كه اسلا‌م را نشناخت و رفت، زندگي را نشناخت و رفت... "تولستوي" چه‌قدر ميل داشت كه قرآن را بياموزد. در واقع "لئون تولستوي" با مفهومات چند قرن قبل از اسلا‌م، افكارش را برآورد كرد. من پيشوايان اسلا‌م را احترام مي‌گذارم. آن‌ها عملا‌ً كساني بوده‌اند. آن‌ها راست گفتند و راست عمل كردند. اي "علی" (ع)، ای پيشواي مؤمنين و متقيان، در اين دنياي كثيف، من به تو متوجه هستم. من از هر كس هرچه ديدم، غلط بود. من از هر كس هر چه شنيدم، دروغ بود.

«هفتان»، یک پایگاه اینترنتی‌ست در عرصه‌ی فرهنگ و هنر و اندیشه که نه تولید محتوا می‌کند و نه سلیقه‌ی خاصی را بازتاب می‌دهد. هفتان یک پایانه‌ی اینترنتی‌ست برای اطلاع‌رسانی روزانه از آن‌چه با موضوع فرهنگ، هنر و اندیشه، در گستره‌ی وب منتشر می‌شود. این سایت رسما از ۱۵ مردادماه ۱۳۸۴ راه‌اندازی شده است.

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:45  توسط حسن طلیعی  | 

ضعف بازي‌ها در مجموعه تلويزيوني رمضاني «ميوه ممنوعه»/ حسن فتحي دارد به سستي داستان (۱) آن اضافه مي‌شود.

در مجموعه «ميوه ممنوعه» تا حالا شاهد ساده‌انگاري و تزلزل در شخصيت‌پردازي داستان بوديم و اكنون، ضعف بازي‌ها را نيز بر آن بيفزاييد.

عكسي از مجموعه تلويزوني ميوه ممنوعه

در قسمت‌هاي اخير، "هانيه توسلي" ـ در ايفاي نقش "هستي شايگان" ـ دچار سستي و نقص فراوان است. اين نقش كه محتاج بازي قوي و زيرپوستي است؛ توسط "هانيه توسلي" به آستانه اضمحلال و ويراني رسيده است. به‌نظر من اندك شهرتي كه "هانيه توسلي" در سينماي ايران و به‌لطف فيلم‌هاي پسر‌ـ‌دختري كسب كرده بود و مي‌رفت تا اين شهرت، سرمايه‌اي بشود برايش در گرفتن نقش‌هاي بزرگ‌تر و جدي‌تر در سينماي هنري و فيلم‌هاي متفكر؛ با اين بازي ضعيفش بر باد رفت.

تزلزل بازی فاقد حس و ناامیدکننده "هرمز هدایت" (در نقش بهرام شایگان) ـ به‌ویژه بازي مقابل "هستی"/دخترش ـ در سكانس پناهگاه، اين مواجهه عاطفي و تأثيرگذار را بيشتر به يك نمايش سطحي و شوخي تبديل كرد كه به‌جاي درآوردن اشك بيننده و نمايش استيصال و درماندگي "هستي"، بيشتر خنده آدم را در مي‌آورد.

در اين وانفسا، شخصیت "عزیزجون" (با نقش‌آفريني ضعيف صديقه كيان‌فر) آشكارا پرداخت‌نشده، زيادي و بي‌تأثير به‌نظر مي‌رسد.

(۱) به نويسندگي "علي‌رضا كاظمي‌پور".

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:50  توسط حسن طلیعی  | 

در شهر «قم»، مردم، عشق آدرس دارند.

در شهر «قم» از هر کس آدرسی بپرسید؛ با شور و حرارت، جوابتان را می‌دهد؛ اما این میزان مسؤولیت، تضميني در پيداكردن آدرس توسط شما نيست. چرا كه آن‌قدر خيابان‌كشي‌ها در شهر «قم»، نابسامان و بي‌نظم است كه معمولا از چند نفر ديگر و در چند نقطه مكاني بعدي سر مسيرتان لازم مي‌شود پرسش از آدرس را مجدد تكرار كنيد و دوباره راهنمايي بگيريد.

البته انگار مردم غيور شهر «قم»، خودشان اين واقعيت را فهميده‌اند. چرا كه بي‌استثنا در آدرسي كه مي‌دهند؛ اين راهنمايي، مشترك و مشابه است:

رفتي جلوتر دوباره بپرس!

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 22:35  توسط حسن طلیعی  | 

نقش "سارا آستروك"/ دختر يهودي پناه‌آورده به ايران در داستان چندخطي مجموعه تلويزيوني «مدار صفر درجه» ـ نوشته "حسن فتحي" ـ را "ناتالي متي" بازي مي‌كند. (۱)

"ناتالي متي"، 29 سال سن دارد، اهل فرانسه و همسر "عماد آل ابراهيم" است و در يك دوره رشته تئاتر و ـ به‌صورت هم‌زمان ـ 6 سال هنرستان بازيگري «اكتورز استوديو» تحصيل كرده است.

به‌نظر من "ناتالي متي" در مجموعه تلويزيوني «مدار صفر درجه» به‌شدت ضعيف، سرد، يخ‌كرده و فاقد احساس ـ لازم در نقشي حسي و عاطفي كه بر عهده‌اش گذاشته‌اند ـ بازي مي‌كند و به رابطه رمانتيك ميان "حبيب پارسا" (با نقش‌آفريني شهاب حسيني) و "سارا آستروك" ـ كه داستان محوري مجموعه است ـ خدشه زيادي وارد مي‌كند.

(۱) "ناتالي متي"، طرف مصاحبه اي‌ميلي "حسين باقريان" در شماره 1326 هفته‌نامه «سروش» است.

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:34  توسط حسن طلیعی  | 
به قول "محمد بدخشان":

هر کس «میوه ممنوعه» بخورد و «شکرانه» به جا نیاورد

به «اغما» می رود و سر از زیر «یک وجب خاک» در می آورد.

  نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 15:5  توسط حسن طلیعی  | 

مهمان‌ـ‌كارشناس امروز برنامه «رز سفيد» راديو سلامت، "محمد‌رضا ايران‌نژاد/ روان‌پزشك است.

"محمد‌رضا ايران‌نژاد" در گفتگو با "ندا خواجه‌نوري"/ مجري برنامه به بحث تأمين سرپناه در زندگي مشترك پرداخت و در همين موضوع گفت:

ـ زندگی مشترک، خاله‌بازی نیست.

ـ خانه باعث خوشبختي نيست. مهم آن‌چيزي است كه درون آن خانه است.

نكته آخر مورد اشاره "محمد‌رضا ايران‌نژاد" من را به‌ياد نقلي از يك شهرساز انداخت كه گفت «هر چه‌قدر خيابان‌ها پهن‌تر مي‌شود، زندگي بر شهروندان تنگ‌تر مي‌گردد». فكر كردم شايد بتوان گفت: هر چه‌قدر خانه بزرگ‌تر مي‌شود، صداي اهل خانه كمتر به يكديگر مي‌رسد.

  نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 10:42  توسط حسن طلیعی  | 

هفته‌نامه "امید جوان" (۱) در شماره ۵۴۵ خود، "عادل فردوسی‌پور"/ مجري برنامه نود شبكه سوم سيما را ـ در بياني انتقادآميز از جهت‌گيري برنامه «نود» ـ اين‌چنين توصيف كرد:

... مجري ديوانه فوتبال صريح‌اللهجه‌اي كه اطلاعات بسيارش، تن نامناسب صدا و فقر واژگان فارسي او را تا حدودی مي‌پوشاند ...

عادل فردوسي‌پور

(۱) به‌قول "امير عليزاده": هفته‌نامه‌ی «امید جوان» ... 12 سال ... دارد چاپ می‌شود و هر یکشنبه روی دکه می‌رود. از ظاهر و صفحه‌بندی‌اش این گونه برنمی‌آید که نشریه‌ی درست و حسابی‌ای باشد، به خصوص به این خاطر که در این روزگار حتی وب‌سایت هم ندارد. اما انصافاً هفته‌نامه‌ی تر و تمیزی است. زرد نیست و موضع مشخصی هم دارد.

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 16:24  توسط حسن طلیعی  | 

امشب، شبکه اول سیما، سخنراني "محمود احمدي‌نژاد"/ رييس‌جمهوري را در دانشگاه «كلمبيا»ي ايالات متحده پخش كرد.

پخشي ناقص بدون تيتراژ آغازين، تيتراژ پاياني و عنوان‌بندي كه در آن نه تاريخ سخنراني و مناسبت آن زيرنويس شد، نه از «رييس دانشگاه» كلمبيا و «مجري مراسم» ـ كه خيلي كوتاه چند جمله از سخنانشان پخش شد ـ اسمي و رسمي آمد و نه ترجمه و يا زيرنويسي از آن سخنان عرضه شد.

تصاوير از دوربين لرزاني گرفته مي‌شد كه بر روي رييس‌جمهوري كاشته شده بود و هيچ تصويري از فضا، مكان و حضار نمايش نداد.

اين سخنراني به‌قدري بد، ناقص، بي سروته و غيرحرفه‌اي پخش شد كه گاهي فكر مي‌كردم نكند كف‌ها، افكت است و رييس‌جمهوري در يك اتاق و صرفا براي دوربين سخنراني مي‌كند.

  نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:52  توسط حسن طلیعی  | 

داستان مجموعه تلویزیونی «میوه ممنوعه»/ حسن فتحی، ساده‌انگارانه و در پرداختن شخصيت‌هايش، متزلزل است. (۱)

عكسي از مجموعه تلويزيوني ميوه ممنوعه

نمونه‌هايي از ضعف مجموعه در داستانش، به‌شرح زير است:

۱ـ "غزاله فتوحي" (به نقش‌آفريني طناز طباطبايي) نه عاقل است و نه عاشق. يعني نه به حكم عقلش به ازدواج غيرمتعارف، مبادرت كرده و نه به حرف دلش، تمام خانواده و علايق گذشته‌اش را فداي يكي يك دانه، شوهرش كرده است. از يك‌سو، "مصطفي یزدانیان" (به نقش‌آفريني ضعيف، نچسب و نااميد‌كننده نيما رييسي) آن‌قدر نمي‌ارزد كه "غزاله" به‌خاطرش، حرف پدر/ "حاج يونس فتوحي" (به نقش‌آفريني خيره‌كننده علي نصيريان) را زمين بگذارد و نه آن‌قدر عاشق مي‌نمايد كه قيد طبقه اجتماعي و تمكن مالي خانواده را بزند.

۲ـ "مصطفي یزدانیان" ـ بنابر شنيده‌ها ـ موسيقي‌دان است اما نه از هنرش و نه از حرفه‌اش، چيزي ديده نمي‌شود و البته، خيلي هم ساده‌لوح و ساده‌انگار است به‌نحوي‌كه به "غزاله" پيشنهاد مي‌كند براي درهم‌شكستن مخالفت "حاج‌يونس"، اثري از ساخته‌هايش را بدهند تا در خودرو، به خورد حاجي داده شود. به‌علاوه آن‌كه اين فرصتي بيشتر و طلايي براي "احسان خواجه‌اميري" است تا دم به دم در اين مجموعه آواز بخواند. (۲)

۳ـ "مصطفي يزدانيان" هم «خواننده» است و هم اهل «بم» است و هم «بسيجي» است. جمع اين همه، در اين شخصيت متزلزل و ناشناخته، مسأله‌دار مي‌نمايد. گفتم كه نه از هنرش و نه از حرفه‌اش، چيزي پيدا است. اين را بيفزاييد به توهين‌هاي وحشتناك "حاج‌يونس" به اين بمي زلزله‌زده آسمان‌جل پاپتي يك‌لاقباي .... (۳) توهين‌هايي كه اگرچه مستقيم نيست اما غيرمستقيم، متوجه اهالي مظلوم شهر «بم» است و سخت سنگين. اين همه را بيفزاييد به صيغه «بسيجي خواننده» كه سخت غيرقابل صرف مي‌نمايد.

۴ـ شخصيت "جلال فتوحي" (به‌نقش‌آفريني امير جعفري) ـ به‌شدت ـ كليشه‌اي است. از منش و تيپ رفتاري او گرفته تا تمام حركات و سكناتش همه كليشه‌اي، قالبي و نچسب است. ديالوگ عجق‌وجق، سنگين و پر پيچ و خم او (۴)، پرحرفي، تندگويي و لفاظي‌اش و افراطش در بازي با تسبيح به‌شدت توي ذوق مي‌زند و از او شخصيتي به‌شدت كليشه‌اي، زبر و باورناپذير ساخته است.

(۱) نويسنده مجموعه، "علي‌رضا كاظمي‌پور" است.

(۲) موسيقي مجموعه، كار مشترك "ميثم مروستي" و "احسان خواجه اميري" است. 

(۳) توهين‌هايي يك‌ريز و قلمبه و زبر كه زبان از نقلش بيشترش، قاصر است.

(۴) به‌نظر نمي‌رسد، سپردن نقشي با چنين ديالوگ پرحجم، شلوغ و غيرمتعارف به او ـ با لكنت زبانش ـ انتخابي به‌جا و هوش‌مندانه باشد.

  نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 3:27  توسط حسن طلیعی  | 

مجموعه تلويزيوني رمضاني «اغما»/ سيروس مقدم در پرداختن به سوژه «شيطان» راه را به افراط مي‌رود.

بردن مردم به اوهام، كار درستي نيست. اين مردم، بي تنبوره (۱) هم مي‌رقصند.

عكسي از مجموعه تلويزيوني اغماعكسي از مجموعه تلويزيوني اغما

(۱) ضرب‌المثل زيبايي در «كاشان» است كه استعداد و آمادگي اشخاص را براي انجام يك كار، به «رقصيدن بدون ساز»، تشبيه مي‌كند.

  نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 3:12  توسط حسن طلیعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM