تبادلنظر |
مجموعه تلویزیونی «مرد هزار چهره»، ویژهبرنامه نوروزی شبکه اول سیما جمهوری اسلامی است كه در نوروز امسال از اين شبكه پخش شد:
«مرد هزارچهره» بهکارگردانی "مهران مدیری".

توصیف "احمد آرمون" (بهنقل: صفحه۳ نشريه زمان مورخ ۲۶/۰۱/۱۳۸۷) از مجموعه تلويزيوني «مرد هزارچهره» عبارتست از:
ـ ترويج لودگي و سهلپسندي و پيامهاي اخلاقي بيريشه و خنثي و بيدردسر و تحريف واقعيت (بهزبان طنز و هجو).
ـ نيش و کنايهها و بندكردن به بعضي از مشاغل و شخصيتهاي ادبي و فرهنگي و بازي هجوگونه با سينما و فيلم پدرخوانده.
ـ مچلكردن و زير اخيه كشيدن جماعت هنرمندان (انجمن شاعران مرده ـ حلقه دروس ـ حوزه روشنفكري) كه ديوارش از همه كوتاهتر است.
يكي ار مهمترين مكانها و زمانهاي مناسب براي گوشكردن «راديو»، بهترتيب «خودرو» و «هنگام رانندگي» است.
بنابراين، در عرصه توسعه راديو، خودرو و رانندگان آن و رانندگي و بهويژه خودروهاي عمومي، رانندگان آنها و شغل خدمات حملونقل عمومي از اهميت بالايي برخوردار است و تلاشها براي توسعه راديو ميبايستي بر آنها متمركز باشد.
من رانندگان تاكسي، آژانس و مسافربرهاي شخصي زيادي را دیدهام كه از راديو و برنامههاي آن اطلاع درستي ندارند و حتي بسيار ديدهام كه خيلي از اين افراد از امكانات راديوي خودروشان اطلاع درستي ندارند و حتي نحوه استفاده از آنرا به خوبي نميدانند.
خوب، اگر ما راديو و شبكهها و برنامههاي آنرا به اين افراد معرفي كنيم، امكانات راديوي خودرو را نشانشان دهيم و نحوه استفاده از اين امكانات را ـ جهت بهرهبرداري مناسب و مبتني بر سليقه و خواست ايشان ـ آموزش دهيم؛ طبيعتا بهرهبرداري از راديو، فراگيري بيشتري يافته و توسعه پيدا خواهد كرد.
برنامه «گلهاي ايراني»، برنامهاي ويژه موسيقي ايراني است كه روزهاي پنجشنبه بهمدت ۲ ساعت (از ساعت ۹ تا ساعت ۱۱) از رادیو «فرهنگ» پخش میشود.
اين برنامه ـ كه بهتهيهكنندگي "خ. نيافر" (۱)، سردبيري "خ. لواساني" و كارشناسي "بابک بختیاری" توسط "خ. رسولي" اجرا ميشود ـ برنامهاي شنيدني و قابل توجه است.
"خ. رسولي" را گويندهاي خوب و حايز شرايط ديدم.
(۱) در راديو «تهيهكننده»، همان «سردبير» است و جدايي اين دو مسؤوليت، درست بهنظر نميرسد.
از نظر "مونا نوري" (بهنقل: صفحه۱ روز ۲۵/۰۱/۱۳۸۷ روزنامه بانيفيلم):
فيلمهاي عشقي و داستاني و پليسي اكثر ساعات صداوسيماي جمهوري اسلامي را به خود اختصاص ميدهند و كمتر فيلمي در مورد زندگي، سازندگي و تلاش براي بقا و احترام به حقوق ساير انسانها و امثال اينها به نمايش گذاشته ميشود.
"سعدي" در «گلستان» در وصف ارزش «انتقادكردن» ميگويد (بهنقل: وبسايت جامع گلپايگان):
از صحبت دوستي برنجم
كاخلاق بدم، حسن نمايد
عيبم هنر و كمال بيند
خارم گل و ياسمن نمايد
كو دشمن شوخچشم ناپاك (1)
تا عيب مرا به من نمايد
(1) در بعضي از منابع (مثل وبسایت تبیان)، «ناپاك» را «دانا» نيز ديدهام.
دير شروعشدن برنامهها و سريالهاي تلويزيوني در سالهاي اخير به يك اپيدمي و معضل تبديل شده است.
"امام علی" (ع) آنجا كه به حفظ هوشياري توصيه ميكند، از هوشيار ميخواهد كه همچون شتر دوساله باشد چرا كه (بهنقل: محمدرضا تحقيقي):
نه پستان دارد كه شيرش بدوشند
و نه
دوش دارد كه سواريش گيرند
موضوع برنامه «سینما صدا»ی راديو «گفتگو» در روز جمعه (20/02/1387)، نقد مجموعه تلويزيوني «شهريار»/ كمال تبريزي بود. (1)
"كمال تبريزي" در اين برنامه اعلام كرد كه يك قسمت مجموعه تلويزيوني «شهريار» ـ يعني قسمت19 ـ از سوي «سيمافيلم» بدون هماهنگي با وي بهصورت كامل حذف شده است و ادامه دادند:
ـ از «سيمافيلم» دل خوشي ندارم چرا كه سريال را بدجوري مثله كردند.
ـ كاش كه «سيمافيلم» به من ميگفتند اين سريال را نساز.
ـ «سيمافيلم» ميبايست با خانواده «استاد شهريار» تماس ميگرفت و حق تأليف مجموعه را به خانوادهاش ميپرداخت تا مطئنا اين مقدار مخالفتها و اعتراضها از سوي خانواده «استاد شهريار» نميبود.
(1) برنامه زنده 120 دقيقهاي به تهيهكنندگي "شهريار كرمي" با اجراي "شهرزاد ..." در حضور "كمال تبريزي"/ كارگردان، "پيام دهكردي"/ هنرپيشه و "آ. كيهاننيا"/ جامعهشناس.
از "سهراب سپهري" (بهنقل: فيضي، 1386، ص239) نقل شده است (1):
ايران «مادران خوب»، «غذاهاي عالي» و «روشنفكران بد» دارد.
(1) كريم فيضي. از جبران تا سهراب. تهران. نشر ثالث. 1386. چاپ اول.
"جبران خليل جبران" (بهنقل: فيضي، 1386، ص221 و ص227 و ص234)، در توصيف «زن» ميگويد (1):
زن
...
يك حقيقت است
حقيقتي هم آشكار و هم نهان
...
و تنها از طريق عشق ميتوان آنرا دريافت
...
شاعران و نويسندگان همواره سعي در فهم حقيقت وجود زنان دارند اما تا به امروز هرگز نتوانستهاند دريابند درون قلب يك زن چه ميگذرد. زيرا هميشه به ديده خواهشهاي نفساني به او مينگرند و جز تركيبي از جسمش، چيزي نميبينند؛ يا از پس ذرهبين بزرگ عداوت، او را مينگرند و جز ضعف، اطاعت و تسليم محض در او هيچ نمييابند.
...
از قلب حساس يك زن، خوشبختي نوع بشر ميجوشد و از شفقت روح اصليش، عواطف بشري.
(1) كريم فيضي. از جبران تا سهراب. تهران. نشر ثالث. 1386. چاپ اول.
طرف مصاحبه "فاطمه ركني" در برنامه «دانشوران» اين جمعه (يعني 20/02/1387) راديو «فرهنگ»، "علياكبر فرهنگي"/ استاد علوم ارتباطات بود.
در اين برنامه، "علياكبر فرهنگي" براي ماندگاري يك چهره/شخصيت 5 شرط لازم برشمرد:
1ـ صاحبنظري در يك رشته علمي
2ـ سازگاري با محيط علمي يا Adaptaition
3ـ دانشافزايي و تغيير ايجاد كردن يا Manipulation
4ـ اخلاق علمي
5ـ توانمندي بالا در بهحركت درآوردن ديگران
"علياكبر فرهنگي" يك وبسايت دارد كه دربرگيرنده سوابق او است.
"جمال شورجه"/ کارگردان سينما معتقد است (بهنقل: صفحه۳ روز ۲۵/۰۱/۱۳۸۷ روزنامه جمهوری اسلامی):
ـ پوشش ظاهري ـ بهطور مشخص ـ نشاندهنده عفت دروني است.
در همين زمينه "فروغ نيلچيزاده"/ رييس گروه پژوهش زنان و دختران جوان سازمان ملي جوانان (بهنقل: صفحه۳ روز ۲۵/۰۱/۱۳۸۷ روزنامه جمهوري اسلامي) نيز معتقد است:
ـ چادر يک حجاب برتر است.
ـ در هر بخش از توليدات رسانهاي، افراد با هر جايگاهي حق استفاده از چادر را ندارند. بهدليل اينکه در بسياري از موارد، درست استفاده نکردن از اين حجاب برتر و تعميم نادرست آن از سوي توليدکنندگان فيلم، نه تنها چادر را به يک ارزش تبديل نکرده بلکه باعث هتک حرمت به اين حجاب برتر شده است.
ترويج پديده کریه «زن دوم» در سيماي جمهوري اسلامي رو به رشد است.
نمايش مجموعههاي تلويزيوني «مسافري از هند»/ قاسم جعفري، «نرگس»/ سيروس مقدم، «ميوه ممنوعه»/ حسن فتحي و «پيامک از ديار باقي»/ سيروس مقدم شاهدي بر اين مدعا است.
بنابر اعتقاد "سيدرضا صائمي" (بهنقل: صفحه۹ روز ۲۵/۰۱/۱۳۸۷ روزنامه جامجم):
تحول اخلاقي ديگر دارد به يک معضل رفتاري در سينما و تلويزيون ما بدل ميشود و اين پيام اغراقآميز و کهنه ـ بهويژه در مجموعههاي مناسبتي ـ دايم در حال بازتوليد شعاري است.
و "جبران خليل جبران" (بهنقل: فيضي، 1386، ص135 و ص137 و ص215 و ص240)، در توصيف پديده چندلايه «مرگ» ميگويد (1):
آنگاه الميترا به سخن درآمد و گفت: حال ميخواهيم از مرگ بپرسيم. و او گفت: شما ميخواهيد از راز مرگ سر دربياوريد. اما اين راز را چگونه پيدا ميكنيد مگر آنكه او را در دل زندگي بجوييد.
...
مردن چيست؟
جز برهنه ايستادن در باد؟
و
آبشدن در آفتاب؟
...
ترس از مرگ پنداري بيهوده است.
...
مرگ پاياني براي جسم فاني، آغازي براي ارواح باقي و صبح ظفر زندگي است.
(1) كريم فيضي. از جبران تا سهراب. تهران. نشر ثالث. 1386. چاپ اول.
و "منوچهر آتشي"، در توصيف پديده چندلايه «مرگ» ميگويد (1):
آنانكه بيهراسي بيعشوه تنجشي از وحشت به آشتي نشستند
با مرگ
آنانكه مرگ را خوابي دراز و بيرويا انگاشتند
آنان با مرگ بر غنيمت هستي بيعت كردند
آنان طبيب پير اجل را پارنج هديه جان دادند
آنان از هول درد از خوف سيل گردنه خيزاب از وحشت تلاطمآنان در كام كوسه سنگر كردند
آنان دلاوري راستري بر عورت ستروني از شور زندگي بر عورت عقيمي از عشق
كه بيشكوهتر آفاق زيستن را تنها رنگي بهانه مايه ماندن ميدارد ميدارند
آنانكه مرگ را سپر درد ميكنند
آنانكه مرگ را درمان زخم چركي ياس
آنانكه مرگ را رويايي
من
خار خشكبوته نام آنان را آتشگران همت هرگز نكردهام
من
با تو اي كرانه پندارم اي منظر تماشا اي سبز
من با تو
تا كرانه پندار تو
ره در گريوه گردنه دره
در تنگههاي واهمه
خواهم سپرد
من خوف مرگ را دم طاوس نر
من هول مرگ را
با تو
چتر ظريف از تاب آفتاب هاويه
خواهم كرد
من با تو غرور را سپري در هجوم مرگ
با تو خيال را آلاچيقي در تابستان فراغت خواهم كرد
با تو دلاوري را
من بادپاي تاختني از هجوم خون
با تو تناوري را
در چارباد درد
من قايق رهايي سوي جزيرههاي سلامت
و آرايش دوباره به پيكار درد خواهم كرد
از انحناي دور
آنك
باران دير آمده ميبارد
و ساقههاي نازك خود را در شيبهاي سوخته ميكارد
آنك زمين
ملول و مفكر
از خواب خشكسالي بر ميخيزد
نبض هزار دانه پوسيده از ترشك و پنيرك
آهنگ پر دوام روييدني دوباره ميانگيزد
آنك
باران با آنكه دير آمده ميبارد
اي خاك بكر
اي خاصه بهاره من
بايد كه گاوآهن را از چوبهاي تازه بپردازيم
بايد كه گاوها را فربه كنيم
بايد كه داسها را صيقل دهيم
بايد براي ساز چرخ چهابها
نتهاي تازه بنويسيم
بايد به بلبلان نخلستان
آهنگهاي تازه بياموزيم
ما زندهايم
من تو
اي خاك خوب من
اي تپه شقايق
ما نيستيم آنان كه مرگ را رويايي
آنانكه مرگ را سپري
آنانكه مرگ را خوابي كردند
(1) برگرفته از پايگاه: آواي آزاد
هماكنون در شهر تهران و روي باند افام، تعداد 1۴ راديو قابل دريافت است:
1ـ راديو جوان: FM-88.1
2ـ راديو قرآن: FM-91.3
3ـ راديو ايران: FM-93.9
4ـ راديو تهران: FM-95.0
5ـ راديو معارف: FM-99.6
6ـ راديو ورزش: FM-102.5 (هر روز از ساعت 24 تا 10 و ساعت 14 تا 24)
۷ـ راديو تجارت: FM-102.5 (هر روز از ساعت 10 تا 14)
۸ـ راديو سلامت: FM-103.9 (هر روز از ساعت 6 تا 18)
۹ـ راديو گفتگو: FM-103.9 (ار روز از ساعت 18 تا 24)
۱۰ـ راديو پيام: FM-104.7
1۱ـ راديو البرز: FM-106.2
1۲ـ راديو فرهنگ: FM-106.7
1۳ـ راديو نوا: FM-107.2 (هر روز از ساعت 17 تا 24)
1۴ـ راديو آوا: FM-107.2 (هر روز از ساعت 24 تا 6)
همچنين 3 راديوي جديد در راه است:
1۵ـ راديو خانواده
1۶ـ راديو بورس
۱۷ـ راديو درام
اين همه سواي از راديو «صداي آشنا» (با شيوه پخش ماهوارهاي) و راديو «ايران صدا» (با شيوه پخش اينترنتي) و البته دهها راديوي شهري و استاني و برونمرزي است.
خانواده يك مفهوم دوجنبهاي است.
يك جنبه مفهوم خانواده، رواني و عاطفي و جنبه ديگرش، نمادين و مكاني است.
بدون هر دو جنبه، مفهوم خانواده شكل نميگيرد و بدون هر دو اين جنبهها، نميتوان از خانواده، سخن گفت. حداقل از مفهوم رايج آن نميتوان گفت.
يادكرد اين نكته من را ياد دكتر "مصطفي چمران" انداخت:
"مصطفي چمران" زماني كه از امريكا به لبنان رفت، اهل خود را هم با خود برد؛ همسر و 3 فرزندش را. او يك سالونيم در لبنان همراه خانوادهاش بهسر برد. اما شرايط بهگونهاي نبود كه همسرش بتواند آنرا بپذيرد و ادامه بدهد. بنابراين بهرغم سختي، آنها را به امريكا برگرداند و در ادامه به درخواستهاي همسرش براي حتي ملاقات فرزندان پاسخ مثبت نداد. خودش در مكاتباتي ـ كه من آنرا خواندهام ـ دليل اين كار را نوشته است. او به همسرش مينويسد: من شرايط همسري تو و پدري فرزندانمان را ندارم. نه لبنان براي آنها خانه امن ميشود و نه من براي آنها پدري خوب. پس بهتر است كه من را نبينند و دو هوا نشوند. اين به نفع آنها است.
"منوچهر اسماعيلي"/ مدير دوبلاژ سيما (بهنقل: صفحه5 روز 08/02/1387 تهران امروز)، ويراستاري فيلمها در تلويزيون را «سادهلوحانه» و ويراستاران جوان و تازهكار آنرا «كمسواد» و «فيلمنشناس» ميداند.
"امير حاجرضايي"/ كارشناس فوتبال، تيم فوتبال «فولاد مبارکه سپاهان» اصفهان را تنها تيم فوتبال صاحب سبك حال حاضر كشور ميداند و معتقد است ضعف تيمهاي فوتبال «استقلال» تهران و «پیروزی/پرسپوليس» تهران به زيان فوتبال كشور است.
"امیر حاجرضايي" كارشناس خوشذوق و دوستداشتنياي است. 
با نظر نخست وي، موافق و با نظر دومي ايشان، مخالفم.
بهنظر من، ضعف و اضمحلال تيمهاي فوتبال «استقلال» تهران و «پيروزي» تهران، هم بهنفع فوتبال كشور و هم بهنفع فرهنگ عمومي كشور است.
تيمهاي فوتبال «استقلال» تهران و «پيروزي» تهران، جيرهخوار بيتالمال كشورند و زيانهاي زيادي هم به فوتبال كشور و هم صدمات جبرانناپديري به فرهنگ عمومي كشور وارد ميكنند و بهتر است هرچه زودتر منحل شوند تا هم فوتبال كشور و هم فرهنگ عمومي كشور از لوث وجود شرشان خلاص شود.
نكته: نیمنگاهي به ديدگاه "امير حاجرضايي" درباره «فرهنگ حاكم بر فوتبال ايران» نيز جالب است.
«مطبوعات اجارهاي» موضوع مصاحبه "فريدون صديقي"/ استاد علوم ارتباطات در صفحه4 روز 08/02/1387 نشريه «انديشه نو» است.
«مطبوعات اجارهاي» نشرياتي است كه از سوي صاحبانشان به اجاره داده ميشود. بنابراظهار "فريدون صديقي" عدهاي از كساني كه درخواست انتشار نشريه دارند؛ فكر ميكنند داشتن نشريه، خان گستردهاي است كه ميتوانند از طريق آن به درآمدزايي برسند. گروهي ديگر نيز اين تصور را دارند كه روزنامه، تريبوني است كه با آن ميتوانند به شهرت، موقعيتآفريني و اعتبار اجتماعي خود بيفزايند. وقتي اين دو گروه در عمل وارد اين حوزه ميشوند، مشاهده ميكنند كه اداره يك نشريه كار سخت و دشواري است و بهسادگي نميتوان از پس آن برآمد؛ مطبوعات، پرهزينهاند و دايما بايد پاسخگو باشند. در نتيجه نشريهشان را اجاره ميدهند.
"فريدون صديقي"، «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» را بهعنوان «مدير كلان ارتباطات كشور»، متولي بررسي پديده «مطبوعات اجارهاي» ميشناسد و معتقد به لطمهزدن «مطبوعات اجارهاي» به ديگر نشريات كشور نيست. به اعتقاد وي اينكه اين مطبوعات به ديگر نشريات كشور لطمه ميزنند، به فرهنگ و ظرفيتهاي فرهنگ رسانهاي ما برميگردد. بهتصريح وي، رسانه را بايد با مخاطب تعريف كرد. پس اگر رسانهاي خريداري ميشود حتما مخاطب خاص خود را دارد. بنابراين همه «مطبوعات اجارهاي» به مطبوعات كشور لطمه نميزنند و اينگونه نيست كه به ارتقاي دانش عمومي جامعه كمك نكنند.
"فريدون صديقي"، وظيفه رسانه را در وجهه نخست «سرگرمي» و سپس «اطلاعرساني» و «دانشافزايي» ميداند و نشريات را به دو گروه «نشريات تخصصي و جدي» و «نشريات زرد» تفكيك ميكند:
ـ «نشريات تخصصي و جدي»، عمق و مفهوم تازهاي را ميآفرينند و غايتبخشي به مهارتها، تخصصها و دانشها دارند.
ـ «نشريات زرد» به نياز آني مخاطب پاسخ ميدهند و وجه سرگرمي در آنها غالب است، همانند نشريات ورزشي موجود در كشور.
از نظر "فريدون صديقي" همه مطبوعات اجارهاي زرد نيست بلكه تعداد محدودي اينگونهاند و اين تعداد را ميتوان در برنامههاي تلويزيون، كتابها و رسانههاي ديگر نيز ديد.
«در جستجوي فقر يا ملك سليمان» ترجمه "محمد سوري" از كتابي است كه دكتر "مهاتير محمد" نوشته است.
مخاطب كتاب «در جستجوي فقر يا ملك سليمان»، مردم «مالزي» هستند اما در واقع هر مسلماني ميتواند پيام او را درك كند و خود را طرف خطاب آن بداند.
و باز "سهراب سپهري"، در مورد پديده چندلايه «مرگ» ميگويد (1):
ـ اگر مرگ نبود دست ما در پي چيزي ميگشت ...
(1) با سپاس از: حسن يوسفيان
هفتهنامه «همشهري خانواده» ـ در شماره۶۳ خود (۲۸/۰۱/۱۳۸۷) ـ مصاحبهاي با دكتر "غلامحسين معتمدي"/ روانپزشك مرگشناس منتشر كرده است.
در این مصاحبه تحت عنوان «وقتي خبر مرگت ميآيد»، دكتر"غلامحسين معتمدي" از نحوه برخورد انسان با مرگ خود و دیگران میگوید.
من در نخستين فرصت اين مصاحبه را گزارش خواهم كرد.
به نظر من، تلفن همراه در ميان جوانان كشور ما بيشتر اسباب تفريح است تا استفاده معمول از آن.
گزارش "مستوره برادران نصيري" از گروه سلامت روزنامه «جامجم» ـ مندرج در صفحه سلامت روز شنبه (31/01/1387) اين روزنامه تحت عنوان «پیامک سلامت روان جوانان را تهدید میكند» ـ گواهي بر اين نظر حقير است.
بنابر اظهار "مستوره برادران نصيري"، گرايش بيش از حد جوانان به استفاده از پيامك مشكلاتي نظير گوشهگيري، فرار از ارتباطات جمعي، اشكالات فردي در برقراري ارتباط، بيتوجهي به اصول ارتباط سالم بهخاطر رودر رو نبودن ارتباط، پناهبردن به روشهاي كاذب اوقات فراغت و ... را در پي دارد.
دكتر "بهرام يگانه"/ رييس انجمن مبارزه با آسيبهاي رفتاري در مصاحبه با "مستوره برادران نصيري" ميگويد:
ـ در ميان آثار منفي كه رشد گرايش به فردگرايي و دوري از ارتباطات خويشاوندي و جمعي سالم را در جامعه جوان در پي دارد، تمايل به استفاده بيش از حد معقول از ابزارهاي الكترونيك از جمله «رايانه» و «تلفن همراه» است كه نمود آن را ميتوان در افزايش پيامكبازي، چت رايانهاي و انجام بازيهاي رايانهاي مشاهده كرد.
ـ برقراري ارتباط عاطفي و نزديك با فرزندان از دوران نوجواني و به اصطلاح «عرضه بيانتظار محبت» و همچنين توجه به نيازهاي مختلف جسمي و روحي آنها در اين دوران، اقدام بسيار مؤثر و شايد مهمترين اقدام در جهت پيشگيري و كاهش گرايش فرزندان در دوران جواني، به دوري از والدين و يا جمعهاي سالم خانوادگي محسوب ميشود.
در همين رابطه نگاه به يادداشت روز پنجشنبه (۰۶/۱۰/۱۳۸۶) حقير تحت عنوان «بلاي جان» نيز جالب است.
«تناتولوژي» (مرگشناسي) از شاخههاي علم است و نام آن از واژه يوناني «تناتوس» اقتباس شده است. در واقع عامل اصلي حيات را «اروس» مينامند و «مرگ» را «تناتوس» و ما در طول زندگي از «اروس» به «تناتوس» حركت ميكنيم.
براي اطلاعات بيشتر به منابع زير مراجعه شود:
1ـ كتاب «روانشناسي مرگ»/ اينياس الپ.
2ـ كتاب «انسان و مرگ: درآمدي بر مرگشناسي»/ غلامحسين معتمدي ـ 1372
3ـ مصاحبه "صدف كوهكن" با "محمدولي سهامي"/ فوقتخصص روانپزشكي در مطلبي تحت عنوان «آخرين سكانس زندگي» مندرج در روزنامه پنجشنبه (12/02/1385)
"سهراب سپهري"، مرگ را اينگونه توصيف ميكند (1):
و نترسيم از مرگ ...
مرگ پايان كبوتر نيست
مرگ وارونه يك زنجره نيست
مرگ در ذهن اقاقي جاري است
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد
مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن ميگويد
مرگ با خوشه انگور ميآيد به دهان
مرگ در حنجره سرخگلو ميخواند
مرگ مسؤول قشنگي پر شاپرك است
مرگ گاهي ريحان ميچيند
مرگ گاهي ودكا مينوشد
گاه در سايه، نشسته است به ما مينگرد
و همه ميدانيم
ريه هاي لذت، پر اكسيژن مرگ است
(۱) برگرفته از شعر بلند «صدای پای آب»/ سهراب سپهری (با سپاس از حسن يوسفيان)
A Chines proverb
With money you can buy:
- A house but not a home.
- A clock but not time.
- A bed but not sleep.
- A book but not knowledge.
- A doctor but not health.
- A position but not respect.
- Blood but not life.
يك ضربالمثل چيني ميگويد:
با پول گرچه ميتوان «خانه»، «ساعت»، «تختخواب»، «فراوردههاي خوني»، «خدمات پزشكي» و «پست سازماني» خريد؛ اما با آن ـ لزوما ـ «منزل»، «فرصت»، «خواب راحت»، «دانش»، «سلامتي»، «موقعيت» و «زندگي» بهدست نميآيد.
(ترجمه از: حسن طليعي)
۲ شبکه رادیویی در راه است:
۱ـ شبکه رادیو بورس
۲ـ شبکه رادیو خانواده
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|