تبادلنظر |
روز پنجشنبه (۲۸/۰۶/۱۳۸۷) فیلم سینمایی «مجنون لیلی»/ قاسم جعفری را در اتوبوس بینشهری تماشا کردم.

فيلمي پسر ـ دختري، گيشهاي و تقليدي از فيلمهاي گيشهمحور باليوودي ...
امشب، "هادی دزفولی" در برنامه «ورزش از نگاه دو»/ جهانگیر کوثری، "مسعود مرادی"/ داور بینالمللي فوتبال را فاقد «ژن داوري» و بدون «شهامت» توصيف كرد و گروه داوري ليگ برتر را تركيبي ضعيف دانست كه بر فوتبال كشور گند ميزند.
بهنظر من، يك بحث ساده كارشناسي داوري كه در آن قرار است «داور» دفاع خود از تصميمش را بيان كند و «كارشناس داوري» هم ـ در فضايي دوستانه و مثبت ـ دلايل خود را مبني بر نادرستي تصميم داور تشريح كند، نبايد بحث به جايي برسد كه كارشناس داوري ـ بهدور از اخلاق حرفهاي و كاملا غيرمسؤولانه ـ شخصيت و حيثيت حرفهاي داور را زير سؤال ببرد و به اصطلاح، شخصيت او را ترور كند. بهنظر من، "جهانگير كوثري" بهعنوان مدير بحث نبايستي اجازه ميداد كار به اينجا برسد و بحث كارشناسي به ميدان ترور شخصيت تبديل شود.
عجب از برنامه «ورزش از نگاه دو» كه اين چنين به بيراهه ميرود و فوتبال را از متن به دامن حاشيه مياندازد.
مگر ميتوان به بهانه راستيآزمايي تصميم لحظهاي يك داور، شخصيت آن داور را له كرد و راستی "مسعود مرادی" در ادامه لیگ برتر با کدام شهامت میخواهد سوت بزند.
در موضوع شادي و غم، اين سروده را "محسن كوهي" برايم فرستاده است:
محسن شبی از كنار ِ كوهي بگذشت
اندر دل او چنين نوايي بنشست
يك روز رسد غمي، به اندازه كوه
يك روز رسد نشاط، اندازه دشت
آن روز كه غمبرك تو را دوره نمود
انديشه نما به روزهايت در دشـت
روزي كه تو را شادي ِ بسـيـار رسـيـد
فكري بنما به آن كه در كوه نشست
ماه رمضان، ماه مهماني خدا است و اوقات قشنگي دارد. يكي از اوقاف زيباي اين ماه عزيز، ساعات بعد از افطار است؛ ساعتهايي استثنايي براي تمركز، دعا و بازنگري نظري و رفتاري مؤمنان.
از ديگر اقدامات عجيب «سيماي جمهوري اسلامي ايران» ميتوان به ...
بامداد امروز تيم ملي فوتبال ايران در نخستين مسابقه از دور دوم مقدماتي جام جهاني فوتبال سال 2010 با تيم ملي عربستان سعودي روبرو شد.
سواي از كيفيت بازي تيم ايران ـ كه بهنظر من متزلزل و در شأن آن نبود ـ امروز ...
ماه رمضان با همه زيباييهايش رسيد و امروز ششمين روز آن است.
ماه رمضان، ماه مهماني خدا است.
هم در فرهنگ اسلامي و هم در فرهنگ ديپلماتيك، مهماني به قاعده ميزبان است.
در آداب اسلامي به مهمان توصيه ميشود بنابه صلاحديد ميزبان خود رفتار كند و هر كجا ميزبان ميگويد، بنشيند و هر چه ميزبان ميآورد، بخورد.
در آداب ديپلماسي نيز اين كشور ميزبان است كه تشريفات يعني نحوه ملاقات و پذيرايي و اقامت مهمان را معين ميكند و مهمان بايد احترام بگذارد و بنابه برنامهاي كه كشور ميزبان تدارك ديده است رفتار كند.
در ماه رمضان، خداوند عالم، ميزبان و مسلمان روزهدار، مهمان او است و در اين مهماني، آداب پذيراي اين ميزبان به قاعده خاصي و با تشريفات جالبي همراه است.
در مهماني رمضان، خداوند ميزبان از بنده مهمانش ميخواهد خود را با تهيكردن شكم از طعام و پرهيز دست و زبان و چشم و گوش از گناه و انجام دعا و ثنا، پاكيزه كند و درخور شأن ميزبان بيارايد.
عجب رسم جالبي.
امشب سومين قسمت از مجموعه تلويزيوني رمضاني «بزنگاه»/ رضا عطاران از شبكه سوم سيما پخش شد.

هر چند هنوز قضاوت در مورد مجموعه تلويزيوني «بزنگاه»، زود است؛ اما در اين 3 قسمت چند نكته نظرم را جلب كرد ...
آري! ماه رمضان با سحرها و سحريهايش، افطارها و افطاريهايش، احياها و شبهاي احيايش، جلسات قرائت قرآنش، جماعتهاي صبح و ظهر و غروبش، هورباباييش (1) و تمام ويژهبرنامهها و مراسم زيباي ديگرش در راه است.
ماه رمضان، ماه روزه و ماه مبارك (2) برايم خاطرهانگيز است و دوستش دارم.
(1) «هوربابايي» مراسم سنتي مردم كاشان در استقبال از ميلاد امام "حسن مجتبي" است. براي اطلاعات بيشتر به يادداشت اينجانب تحت عنوان «هوربابايي» و به مطلب «شوق كودكان نوشآباد در هورباباي رمضان»/ نسيم خليلي نگاه كنيد.
(2) مردم نوشآباد كاشان، ماه رمضان را «ماه مبارك» ميدانند و آنرا «مامبارك»/ mambarek تلفظ ميكنند.
ديروز در اتوبوس بینشهری فليم «انتخاب»/ تورج منصوري را براي دومين مرتبه تماشا كردم.

در يادداشت «دعوت به نظافت با لجن روي ديوار مردم» این فیلم را نقد کردهام.
واقعه بزرگ المپيك 2008 در پكن چين با تمام زيباييها و ارزشهاي انسانيش پايان يافت.
اما براي ما در ايران غبن و افسردگيش ماند.
رفتار نادرست رسانه ملي با اين واقعه فوقالعاده بزرگ و انساني ...
امروز در اتوبوس بینشهری فليم مستند «مردان پرسپوليس»/ مهدي زريباف و فيلم سينمايي «دايره زنگي»/ پريسا بختآور را تماشا كردم.


فليم «مردان پرسپوليس»، مستندي خوشساخت در موضوع ... و فيلم «دایره زنگی» نخستين اثر سينمايي "پريسا بختآور" ...
فیلمی بهغایت خشن و سراسر شلیک و کشتن؛ جايتان پر، خوب است نبوديد تا تعداد كلمه «كشتن» را در اين فيلم خشن بشماريد.
نام فیلم را نمیدانم. بهقدری فیلم خشن بود که شوق نکردم نام آن را بفهمم.
این فیلمهای نامناسب تحمیلی هم در اتوبوسهای بینشهری به معضلی تبدیل شده است. نمایش آنها هم نقض حقوق مؤلف آنها است و هم انتخاب نامناسبشان و ترکیب نامتجانس و همریز مسافران - از کودک گرفته تا پیران - سبساز عوارض روانی و فرهنگی مختلفی است.
از تحمیلی و بیوقتبودن برخی از آنها بگذریم که حکایت دیگری است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|