تبليغاتX
سخن آشنا
 
تبادل‌نظر
 

جمعه گذشته را در کویر «کاشان» گذراندم.

کویر مرنجاب

در این سفر یک­روزه ـ که "سروش"/ پسرم و مادرش، "محمد مشهدی" و چند نفر آشنای دیگر، من را همراهی می­کردند ـ از «خطب­شکن» (های بزرگ و کوچک)، «تپه جنی»، «کاروان­سرای مرنجاب»، «چاه دست­کند»، «تپه ماهور» و «دریاچه نمک» بازدید کردم ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:8  توسط حسن طلیعی  | 

به­نظر من یک ازدواج سالم حداقل ۳ شرط لازم دارد و کسی که حداقل یکی از آن­ها را ندارد، بهتر است به­سمت ازدواج نرود که ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 23:56  توسط حسن طلیعی  | 

بهترین انتخاب برای پایتختی جدید ایران، شهر «کاشان» است؛ چون:

ـ «کاشان» محور عالم است.

و

ـ «کاشان» مردم حکیمی دارد.

شک نیست که موافقید.

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:25  توسط حسن طلیعی  | 

به تازگی "سعید رضاییان" ـ صاحب وبلاگ «انفجار ذهن» ـ مطلب زیبایی برایم فرستاده است که با اندکی تلخیص تقدیم می­شود:

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است و می­تواند تا ۷۰ سال زندگی کند.

ولی عقاب برای این­که به این سن برسد؛ باید تصمیم دشواری بگیرد ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 17:55  توسط حسن طلیعی  | 

گاهی آدم با فردی، آشنا و نزدیک مواجه است که از قضا درمانده و آفت­زده است و آدم می­ماند که چه کمکی برای او می­تواند باشد ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 17:33  توسط حسن طلیعی  | 

من دی­روز در «کاشان»، چیز حیرت­آوری دیدم.

دی­روز در خیابان «میرعماد» شهر «کاشان» جلوی یکی از مغازه­ها، چشمم از تعجب چهارتا شد:

ـ شلوار شش هزار تومانی

مگر می­شود؟ لابد ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 22:29  توسط حسن طلیعی  | 

مردم حکیم کاشان ـ که شهرشان محور عالم است ـ ضرب­المثل زیبا و پرمغزی دارند:

ـ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

این مصداقی از حکایت اوضاع و احوال ما است.

  نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 13:15  توسط حسن طلیعی  | 

امروز در کتاب «عقلانیت و آینده توسعه‌یافتگی ایران»/ محمود سریع‌القلم چند مطلب جالب خواندم که مطلب نخست مورداشاره ـ در این روزهای بازگشایی دانشگاه‌ها ـ مناسب حال دانشجویان است و به همه آنان تقدیم می‌شود ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 18:44  توسط حسن طلیعی  | 

پروفسور "رضا ارشدی"/ شیمی‌دان برجسته اهل کاشان درگذشت و پیکرش، دی‌روز در «خزاق» آرمید.

 

خبر تکمیلی

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 17:31  توسط حسن طلیعی  | 

«کاشان» محور عالم است و مردم حکیمی دارد.

مردم حکیم «کاشان»، پیوسته، سخنانی به‌غایت حکمت‌آمیز و بیاناتی گاه جالب می‌گویند ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 10:17  توسط حسن طلیعی  | 

امروز، زادروز امام "حسن مجتبی" است.

امام "حسن مجتبی" به «کریم اهل بیت» مشهور است.

نگاهی به مطلب «افطاری» نوشته "لقمان یدالهی" بیندازید.

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 11:15  توسط حسن طلیعی  | 

امروز، پانزدهم رمضان و مصادف با میلاد امام "حسن مجتبی" است.

«کاشان»، محور عالم است و مردم حکیمی دارد.

«هوربابايي» مراسم سنتي مردم كاشان در استقبال از ميلاد امام "حسن مجتبي" است.

"حسین قطنی‌باف"/ خبرنگار ـ در «پورتال خبری کاشان» ـ مطلب جالبی تحت عنوان «هوم بابایی، آیین رمضانی در کاشان» دارد که خواندنی است.

براي اطلاعات بيشتر به يادداشت اين‌جانب تحت عنوان «هوربابايي» و به مطلب «شوق كودكان نوش‌آباد در هورباباي رمضان»/ نسيم خليلي نگاه كنيد.

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:52  توسط حسن طلیعی  | 

مردم حکیم کاشان ـ که محور عالم است ـ حکایت جالب و زیبایی دارند:

ـ دیری است درمان، هزینه‌های فراوانی در پی دارد.

این مصداقی از حکایت اوضاع و احوال ما است.

  نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 16:48  توسط حسن طلیعی  | 

مردم حکیم کاشان ـ که محور عالم است ـ حکایت جالب و زیبایی دارند:

ـ زني شبان‌گاه بر بام خانه بر بالين داماد و دختر شد و گفت:

هوا سرد است كمي مهربان‌تر خفتن به سلامت نزديك‌تر باشد.

ـ سپس به ديگر سوي بام بر سر بستر پسر و عروس رفت و گفت‌:

هوا گرم است اندكي دوري، تندرستي را سزاوارتر است.

ـ عروس ـ كه هر دو گفته را شنيد ـ گفت:

قربان مي‌روم خدا را

يك بام و دو هوا را

آن سر بام سرما

اين سر بام گرما!

این مصداق تمام عیار حکایت اوضاع و احوال ما است.

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 15:54  توسط حسن طلیعی  | 

چهارشنبه هفته گذشته با پرواز شماره۹۱۳ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران/ IranAir از فرودگاه بین‌المللی «بندرعباس» به «تهران» آمدم. با این توضیح که ۲ روز جلوتر از آن، با پرواز شماره۴۵۷ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران همین مسیر را رفته بودم.

هواپیمای مسیر رفت، «فوکر۱۰۰» شرکت «هما» بود؛ هواپیمایی نو، تمیز و شیک و هواپیمای مسیر برگشت، «توپولوف»/ TU154 شرکت «ایران ایرتور» بود؛ هواپیمایی کهنه، کثیف و زوار در رفته که ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 23:4  توسط حسن طلیعی  | 

یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید:

ـ اگر در بیست سالگی یک انقلابی نباشی، بدان که احساس نداری

ـ و

ـ اگر در چهل سالگی یک محافظه کار نباشی، بدان که عقل نداری

عجب سخن حکیمانه‌ای!

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 10:3  توسط حسن طلیعی  | 

نماز جمعه امروز هم می‌توانست مثل نماز جمعه‌های دیگر باشد.

اما سیل جمعیت سرازیر به‌سوی «دانشگاه تهران» نشان از تفاوت نماز جمعه امروز با نماز دیگر جمعه‌ها داشت ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 23:45  توسط حسن طلیعی  | 

شهر «بندرعباس» عجب هوای گرمی دارد.

بندر عباس

شهر «بندر عباس» از «کاشان» ـ که محور عالم است ـ به‌مراتب گرم‌تر است؛ چرا که علاوه بر گرما، رطوبت هوا هم بسیار بالا است و به آدم احساس خفگی دست می‌دهد.

اما این «بندرعباس» چه خنک و چه گرم، دوست داشتنی است؛ چرا که جزوی از خاک میهن عزیز است.

دوستش دارم.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:0  توسط حسن طلیعی  | 

برنامه «دانشوران» دیروز راديو فرهنگ ـ حاوی مصاحبه "فاطمه ركني" با "غلام‌حسین صدری افشار"/ فرهنگ‌نویس و مترجم کم‌بینای برجسته ـ من را به یاد "محمد خزایلی" انداخت.

"محمد خزائلی"/ چهره علمی و فرهنگی نابینای نابغه متولد  ۱۲۹۲ ه.ش. اراک

محمد خزایلی

"محمد خزائلي" فرزند "محمدرضا" به‌سال ۱۲۹۲ ه.ش. در «كره رود» اراك چشم به‌جهان هستي گشود. در ۱۸ ماهگي بر اثر ابتلا به بيماري آبله بينايي خود را از دست داد ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 13:11  توسط حسن طلیعی  | 

چند وقتی است برای خودم تکلیف کرده‌ام کتاب «اقتصاد سیاسی ایران»/ محمدعلی همایون کاتوزیان (۱) را برای مرتبه دوم و کتاب «شکل‌گیری انقلاب اسلامی»/ محسن م. میلانی (۲) را برای مرتبه نخست بخوانم.

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مطالعه کتاب «شکل‌گیری انقلاب اسلامی» را به جریان انداخت و فعلا ادامه دارد.

کتاب «شکل‌گیری انقلاب اسلامی» کتابی به‌غایت خواندنی و سعی من بر تقدیم چکیده‌ای از آن در نخستین مجال است.

(۱) محمد علی همایون کاتوزیان (... م.). اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی. ترجمه: محمد رضا نفیسی و کامبیز پرتوی. تهران. نشر مرکز. ۱۳۷۲. چاپ سوم.

(۲) محسن م. میلانی (بی‌تا). شکل‌گیری انقلاب اسلامی: از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی. ترجمه: مجتبی عطارزاده. تهران. گام نو. ۱۳۸۷. چاپ پنجم.

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:32  توسط حسن طلیعی  | 

در دوره لیسانس، هم‌کلاسی جالبی داشتم:

ـ "آ. شیروانی"/ سرهنگ بازنشسته

ـ مردی جاافتاده با رفتاری سنجیده که آن روزها که دوره بازنشستگی خود از ارتش را می‌گذرانید؛ آمده بود تا دوباره تحصیل کند و شده بود هم‌کلاسی دانشجوی جوانی مثل من.

من ـ که غالبا دوستان و هم‌فکرانم از سنین بزرگ‌تر از خودم بودند ـ کنجکاو بودم تا از ناگفته‌های جنگ بیشتر بدانم و ببینم انگیزه این هم‌کلاسی خوبم از ادامه تحصیل در سن بازنشستگی چیست.

از "آ.شیروانی" چیزی از ناگفته‌های جنگ نصیبم نشد؛ اما ایشان انگیزه خود از ادامه تحصیل را دادن انگیزه و عزم تلاش به فرزندان و نوه‌هایش بیان می‌کرد.

از "آ. شیروانی" یک نکته مهم به یادگار دارم و آن این‌که:

ـ سرنوشت جنگ نه در میدان جنگ که پشت میز مذاکره فرماندهان آن معین می‌شود.

آری این نکته مهم شاهد مثال دیگری هم دارد و آن این تلقی برآمده از فرهنگ ورزش در فوتبال است که:

ـ نیمه دوم مسابقه فوتبال، نیمه مربیان است.

به‌نظر شما آیا مناقشه انتخاباتی کشور ما، نیمه دومی دارد و در صورت پاسخ مثبت، آیا این نیمه تاکنون شروع نشده است!؟

  نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 15:0  توسط حسن طلیعی  | 

به تازگی کتاب «دا»/ سیده اعظم حسینی را تهیه کردم.

عکس جلد کتاب دا

کتاب«دا» شامل خاطرات "سیده زهرا حسینی"/ دختر ۱۷ ساله خرمشهری از مقاومت در «خرمشهر» و نوشته "سیده اعظم حسینی" است که توسط انتشارات «سوره مهر» منتشر شده است. (۱)

چاپ این کتاب در عرض یک سال گذشته، ۵۷ مرتبه تجدید شده و با ۱۱۰۰۰۰ ریال بهای پشت جلد، پر فروش‌ترین کتاب نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در اردیبهشت سال جاری است.

این کتاب را "حسین طلیعی"/ برادرم خواند و در خاتمه این کار، یادداشتی به من داد.

این یادداشت را می‌توانید روی وبلاگ شخصی "حسین طلیعی" ـ تحت عنوان «کتاب دا» ـ و یا در «ادامه مطلب» بخوانید.

(۱) سیده‌اعظم حسینی. دا: خاطرات سیده‌زهرا حسینی. تهران. سوره مهر. ۱۳۸۸. چاپ پنجاه و هشتم.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 11:32  توسط حسن طلیعی  | 

در پی پخش مناظره تلویزیونی "محمود احمدی‌نژاد" و "میر حسین موسوی" ـ از شبکه سوم سیما در شبان‌گاه چهارشنبه (۱۳/۰۳/۱۳۸۸) ـ ظریفی گفت که:

ـ من به نامزد پنجم دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رأی خواهم داد.

با تعجب پرسیدم:

ـ نامزد پنجم؟!

وی با خونسردی پاسخ داد:

ـ حقوق و مزایا

راستی نامزد منتخب شما در انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو کیست!؟

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 10:41  توسط حسن طلیعی  | 

ظریفی برایم تعریف کرد در جایی با اصرار می‌خواسته‌اند نامزد منتخب وی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را بدانند و هوا پس بوده و او نمی‌خواسته لو دهد.

او گفت که حاضران اصرار می‌کرده‌اند و او امتناع.

وی افزود وقتی اصرارها بالا می‌گیرد؛ وی برای فرار از این مخمصه در پاسخ، نامزد منتخب خود را این‌گونه معرفی می‌کند:

ـ میر محسن کروبی نژاد

راستی نامزد منتخب شما در انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو کیست!؟

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 17:18  توسط حسن طلیعی  | 

روز چهارم خرداد برای من روز مهمی است.

درست ۲۱ سال پیش ـ روز چهارشنبه (۰۴/۰۳/۱۳۶۷) ـ در «شلمچه» عراق همراه هم‌رزمانم ـ جمعی دسته۳ گروهان۳ گردان «حضرت رسول» لشگر۸ نجف اشرف ـ به تک ارتش عراق دچار شدیم و بعد از چند ساعت مقاومت، نتوانستیم خط پدافندی را نگه داریم و به‌ناچار و با تلفات سنگین عقب نشستیم.

جنگ تحمیلی / دفاع مقدس: شلمچه قطعه‌ای از بهشت است 

چند سال پیش در گرامی‌داشت روز «سوم خرداد» ـ که به «روز مقاومت، ایثار و پیروزی» نام‌گذاری شده ـ مطلبی تحت عنوان «روز مقاومت و پیروزی» نوشتم که نگاه دوباره به آن خالی از لطف نیست.

در همین رابطه نگاه کنید به یادداشت دیگر من تحت عنوان «رسانه ملی و جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی»

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 8:16  توسط حسن طلیعی  | 

به دیدار ظریفی رفته بودم؛ دوستی شفیق که زمینه حرفه‌ای او و من، مشترک است.

ردیف خوش‌رنگ و هماهنگ کتاب‌های تخصصی، داخل قفسه، سخت وسوسه‌انگیز بود.

به نیم‌اشاره در تحسین کتاب‌ها و تمجید من از حسن انتخابش، خیلی تیز، احساس خطر کرد و به ظرافت، نهیب زد که:

ـ گردو تو خونه قاضی زیاده

ـ ولی شماره داره.

پیامش رو گرفتم و حسرت در نگاهم، جان سپرد.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:7  توسط حسن طلیعی  | 

وقت ناهار به آشنایی ـ که معمولا ناهار باهم هستیم ـ زنگ زدم و پرسیدم:

ـ خبر قتل رو شنیدید؟

سراسیمه پرسید:

ـ کدوم قتل؟

ـ قتل کی؟

ـ قتل؟

ـ کجا و سر چی؟

جواب دادم:

ـ قتل روده‌ای به دست روده دیگر

به این می‌گویند، بیان به زبان اشاره. 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:21  توسط حسن طلیعی  | 

اخیرا، انتشار عکسی از حواشی انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو، توجه طیفی از کاربران اینترنتی و وبلاگ‌نویسان را به‌خود جلب کرد.

عکس "میر حسین موسوی"، شانه به شانه و دست در دست "زهرا رهنورد"/ بانویش در حاشیه یک نشست انتخاباتی

میر حسین موسوی و زهرا رهنورد (در حاشیه یک نشست انتخاباتی)

این عکس بی‌سابقه، چند برداشت/تلقی به ذهن متبادر می‌سازد ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:14  توسط حسن طلیعی  | 

اخیرا کتاب مفیدی به‌دستم رسید با شعار جالبی تحت عنوان:.

ـ دانستن حق بیمار است.

این کتاب ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 7:56  توسط حسن طلیعی  | 

با شنیدن خبر انتصاب "افشین قطبی" به سرمربی‌گری تیم ملی فوتبال کشور، نخستین قضاوتم این بود که:

ـ بالاخره حق به حق‌دار رسید.

افشین قطبی

اما در ادامه، هم رفتار فدراسیون فوتبال و هم رفتار خود "افشین قطبی" توی ذوق می‌زند ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:9  توسط حسن طلیعی  | 

امروز صبح، در مسیرم طی حدود ۵۰۰ متر از پیاده‌روی خود، دختری جوان در تیررس نگاه من قرار گرفت:

دختری ریزنقش، لاغراندام و میان‌قد

مانتویی صورتی‌رنگ براق بلند چسبان و روسری گل‌بهی و کفش‌هایی سرخ و سفید پوشیده

دارای پوست و موهایی روشن

و مرتکب آرایشی غلیظ

توجه: عکس تزئینی است

از همان دور، ترمز و بوق برخی خودروهای عبوری جلوی پایش حسابی جلب توجه می‌کرد و ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 18:33  توسط حسن طلیعی  | 

یکی از سرگرمی‌های "نعمت‌الله فاضلی"، گزینش و نوشتن عبارت‌ها و جمله‌های جالب از متونی است که می‌خواند و حاصل این علاقه و پیگیری وی اکنون چند دفتر از کلمات قصار علوم اجتماعی، ادبی و فلسفی است که نمونه‌ای از آن‌را در یادداشتی تحت عنوان «کلمات قصار علوم اجتماعی» در پایگاه اطلاع‌رسانی خود در معرض عموم علاقه‌مندان قرار داده است ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 19:7  توسط حسن طلیعی  | 

"علی‌رضا دباغ" در وبلاگش، یادداشت قابل تأملی تحت عنوان «اسطوره‌سوزی در رسانه ملی» ـ در تحلیل چیزی که وی «شکستن اسطوره علی دایی» می‌نامدش ـ دارد.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 15:39  توسط حسن طلیعی  | 

اسطوره "علی دایی" چه زود متلاشی شد.

طنزی از همشهری جوان در موضوع برکناری علی دایی 

روز سه‌شنبه (۱۴/۱۲/۱۳۸۷) به‌دنبال انتصاب "علی دایی" به‌عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال کشور در یادداشتی تحت عنوان «چهار اشتباه و یک ریسک»‌ از نحوه انتصاب "علی دایی" انتقاد کردم و از آن به‌علاوه ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 14:10  توسط حسن طلیعی  | 

سال جاري ـ يعني سال 138۸ ـ مصادف است با:

ـ سال 1408۸ اهورايي

ـ سال 703۱ ميترايي

ـ سال 374۷ زرتشتي

ـ سال 200۹ ميلادي

ـ سال 14۳۰ قمري

(اقتباس از پست نوروز ۱۳۸۷)

  نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 22:13  توسط حسن طلیعی  | 

کارت تبریک سال نو 

 

 

در آستانه نوروز دلکش ۱۳۸۸ ه.ش. برایتان

«سلامتی»/ Health

«دارایی»/ Wealth

و

«موفقیت»/ Prosperity

و

در یک کلام سرآمدی/ Excellence

آرزومند است.

 

 

  

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 14:46  توسط حسن طلیعی  | 

اگر بخواهیم هم‌چون انگلیسی‌ها ـ مختصر و مفید ـ نوروز را تبریک بگوییم:

ـ برایتان «سلامتی»/ Health، «دارایی»/ Wealth و «موفقیت»/ Prosperity آرزومندم.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 16:4  توسط حسن طلیعی  | 

مطلع شدم «هفته نامه آرمان» کاشان یکی از پست های من را چاپ کرده است.

من این مطلب را درباره رفتار درمانی یک خانم پزشک جوان کاشانی ـ روز شنبه (۱۰/۱۲/۱۳۸۷) ـ تحت عنوان «یورش به چادر پیاده­نظام دشمن با موشک هوا به زمین» نوشتم.

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:32  توسط حسن طلیعی  | 

روز پنجشنبه گذشته برای درمان سینوزیت حاد به اورژانس زایشگاه قدیم کاشان مراجعه کردم.

خانم پزشک جوانی ـ درست شرح حالم را گوش نکرده ـ نسخه نوشت ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 11:48  توسط حسن طلیعی  | 

امروز تا ساعاتی دیگر، مسابقه برگشت تیم­های فوتبال «پیروزی» تهران و «استقلال» تهران در ورزشگاه «آزادی» برگزار خواهد شد و قرار است بعد از 1۴ سال ـ که پیوسته توسط داوران خارجی قضاوت می­شد ـ این مرتبه آن­را یک داور وطنی ـ به­نام "محسن ترکی" ـ داوری کند.

این مسابقه در هفته بیست­و­ششم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه­های کشور برگزار و «دربی»/«شهرآورد» نامیده می­شود.

به­نظر من، انتخاب یک داور وطنی برای شهرآورد سرخابی عجولانه و نادرست است.

شهرآورد سرخابی یک مسابقه عادی و معمولی نیست و سراسر، التهاب و شور کاذب است و جو ناپایدار و شکننده ورزشگاه مملو از جمعیت، تحمل هضم تکانه­های روانی را ندارد و خطر فروپاشی نظم جمعی هر لحظه آن­را تهدید می­کند.

مگر داور و جامعه ورزشی کشور، شانس بیاورند و این بازی، صحنه های مشکوکی نداشته باشد.

  نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 10:58  توسط حسن طلیعی  | 

محرم امسال من را به یاد اسفند سال 138۲ ه.ش. می­اندازد که در تهیه ویدیوی مستند «توغ» (1) مشارکت کردم.

در محرم آن سال دوستانم "مجید یوسفی"، "محمد­حسین پروین" و "محمود احسانی" را به "محمد مشهدی" معرفی کردم و حاصل همکاری این 4 نفر و مجموعه دیگری از عاملان و عوامل، سبب­ساز تولد این ویدیو شد.

مشخصات فیلم­شناختی مستند «توغ»:

نویسنده، محقق و کارشناس: محمد مشهدی

تصویربرداران: محمود احسانی ـ محمد حسین پروین

دستیار تصویربرداران: علی طلیعی

گوینده متن: حمید یاسمین

تدوین صدا و تصویر: محمد حسین پروین

انتخاب موسیقی: مجید یوسفی

با سپاس فراوان از خانواده­های : نیک سرشت ـ مقدم ـ شیخ صفایی ـ طلیعی ـ حجت الاسلام حسن معتمدی و اهالی محترم روستاهای نوش آباد، ابوزیدآباد و قمصر کاشان

کارگردانان: مجید یوسفی ـ محمد حسین پروین

تهیه­کننده: مجید یوسفی

فروردین 1383

مدت: 40 دقیقه

این مستند خوش­ساخت و دیدنی، اطلاعات جالبی از «توغ» در اختیار می­گذارد و می­تواند روح معنویتی را که حول و حوش این وسیله عزاداری و برگزاری مراسم در آیین­های بزرگ­داشت حادثه عاشورا جریان دارد، به­خوبی نمایش دهد.

حیف که اجازه ندارم آن­را برای تماشای علاقه­مندان تقدیم کنم.

(1) «توغ» از جمله وسايل تزيينى دسته‏هاى عزادارى است و قدمت آن به عهد صفويه مى‏رسد. ساختمان «توغ» متشکل از پايه‏اى است كه بر روى آن يك صندوق و بر روى صندوق، زبانه بلندى قرار دارد و شالى نيز بر سر زبانه مى‏بندند و مانند علمات، يك نفر آن­را حمل مى‏كند.

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 12:6  توسط حسن طلیعی  | 

این زمانه، زمانه غریبی است و حکایت انسان و سرنوشتش، بسیار پیچیده و تو در تو.

در «کاشان»، ضرب­المثل زیبایی است تحت این عنوان که:

با یک دست، نمی­توان بیش از یک هندودانه برداشت.

اما من جسارتا می­خواهم از زاویه دیگری به این پدیده نگاه کنم. بنابراین، به­نظر من:

در این زمانه غریب، کسی که با یک دست بیش از یک هندوانه برندارد، ممکن است بدون هندوانه بماند.

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 12:16  توسط حسن طلیعی  | 

زندگی شکلات می­شود اگر سر مشکلات آن را ببرید.

  نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 9:23  توسط حسن طلیعی  | 

«نو شدن» مرام طبیعت است:

طبیعت هر ساله در بهار و سر هر فصل و صبح هر روز نو می­شود و دایما و پیوسته ما را به نو شدن دعوت می­کند.

آه اگر فقط همین یک پیام طبیعت را می­گرفتیم؛ هرگز دچار کهنگی و دل­مردگی و غم نمی­شدیم.

  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 17:5  توسط حسن طلیعی  | 

این حرف پدرم همیشه در گوش من است که:

احترام هر کسی به دست خود اوست.

  نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 8:42  توسط حسن طلیعی  | 

به­نظر من، هر «خداحافظی» یک «وفات» و هر «سلام» یک «تولد» است.

باور کنید!

  نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 8:27  توسط حسن طلیعی  | 

از "کارن هورنای"/ Karen Horney (۱۹۵۲ ـ 1882 م.) تاکنون 2 کتاب «روان­شناسی زنان» و «خودکاوی» را دیده­ام.

"کارن هورنای" و "محمد جعفر مصفا" با یکدیگر و هر دو نفر با مفهوم و مقوله «خودکاوی» پیوند ناگسستی دارند ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 11:51  توسط حسن طلیعی  | 

به نظر من، 7 عامل برای موفقیت، حیاتی (1) است:

1ـ مثبت­اندیشی

2ـ تغذیه خوب

3ـ خواب منظم

4ـ ورزش حداقل

5ـ ادامه تحصیل

6ـ مهارت آموزی

7ـ داشتن برنامه مسیر شغلی

(1) در متون تخصصی دانش مدیریت «عوامل حیاتی موفقیت»، Critical success factors (CSF) گفته و عواملی که برای موفقت کلیدی است تعریف می­شود.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 9:45  توسط حسن طلیعی  | 

سرانجام ماه رمضان با تمام زیبایی­هایش به سر آمد و فیضش تمام شد.

حیف شد؛ تازه باهاش خو گرفتیم که موقع رفتنش شد.

چه لحظات زیبا و احوال لذت­بخشی سر افطار، موقع سحر و شب­های احیا داشتیم.

در گستره این ماه عزیز و در لحظه لحظه هایش ـ اگر می­خواستم از زبان "حسن حسن­زاده آملی" کمک بگیرم ـ می­باید می­گفتم:

...

خدایا! حسنم کردی!

احسنم گردان!

...

به به! عجب بیان ساخته و پرداخته­ای!

من در شب­های احیا، صحنه­های حیرت­آوری دیدم: صحنه شکستن دل و توسل و تقرب افرادی که اصلا به قیافه­شان نمی­آمد. باور می­کنید این منظره­ها آدم را از خودش شرمنده می­کند و سبب سرکوفت خود آدم به خودش می­شود.

به این «گزارش تصویری مراسم شب قدر» نگاه کنید؛ جالب است.

البته هر چند نمی­شد جلوی رفتنش را گرفت؛ اما می­شود حس و حالش را تا مدتی حفظ کرد و با خود داشت.

خدایا کمک کن!

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 17:46  توسط حسن طلیعی  | 

انسان، ظرفیت عجیبی برای تغییر و تحول دارد. گاهی تغییر معنوی و تحول اخلاقی و رفتاری آدم‌ها، من‌را به حيرت وا مي‌دارد و از خود شرمنده مي‌كند.

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 6:18  توسط حسن طلیعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM