تبليغاتX
سخن آشنا - شماره گردوهای خانه قاضی
 
تبادل‌نظر
 

به دیدار ظریفی رفته بودم؛ دوستی شفیق که زمینه حرفه‌ای او و من، مشترک است.

ردیف خوش‌رنگ و هماهنگ کتاب‌های تخصصی، داخل قفسه، سخت وسوسه‌انگیز بود.

به نیم‌اشاره در تحسین کتاب‌ها و تمجید من از حسن انتخابش، خیلی تیز، احساس خطر کرد و به ظرافت، نهیب زد که:

ـ گردو تو خونه قاضی زیاده

ـ ولی شماره داره.

پیامش رو گرفتم و حسرت در نگاهم، جان سپرد.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:7  توسط حسن طلیعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM