تبادلنظر |
پنجشنبه گذشته، روز مقاومت و پيروزي بود.
سوم خرداد، مصادف با سالروز آزادي خونينشهر در سال ۱۳۶۱، طي جنگ تحميلي و پس از حدود ۲ سال اشغال است.
بههمين مناسبت تقديم ميشود:
جنگ چيست؟
جنگ پديدهاي است دو وجهي. جنگ هم خير دارد و هم شر. جنگ همانند هر پديده ديگري نقاط قوت و ضعف دارد.
جنگ، زمان و مكان خاصي ندارد.
جنگ، پديدهاي است كه همه عصرها و همه نسلها با آن درگيرند.
از زاويهاي كه من نگاه ميكنم واژههاي «دوره قبل از جنگ» و «دوره بعد از جنگ» غلط است.
جنگ، يك پديده همهجايي و همهوقتي است.
ديروز، جنگ، مبارزه بين "هابيل" و "قابيل"، "موسي" و "فرعون" و "حسين" و "يزيد" بود و امروز، جنگ، در رنگي و شكلي ديگر همچنان در جريان است.
جنگ، پايان ندارد.
اگر ديروز در فرهنگ گفتاري بچههاي جنگ، كليدواژه «پاياني» براي نخستين مرتبه شكل گرفت و اصطلاحا به «گواهينامه اتمام يك دوره حضور در جبهه» اطلاق ميشد، نه بهمعناي «پايان حضور در جنگ» بلكه بهمعناي «پايان حضور در منطقه جنگي» بود. بهمعناي «تغيير پست سازماني از محل جبهه عملياتي جنگ به جبهههاي ديگر جنگ» بود. «پاياني»، پايان جنگ نبود، «تغيير جغرافيا» بود. «پاياني» پايان جنگ نبود، «آغازي ديگر» بود.
پيشينه جنگ چيست؟
جنگ، در همه تاريخ وجود داشته است.
جنگ ديروز "هابيل" و "قابيل"، جنگ خلوص و ريا بود كه امروز همچنان در جريان است.
جنگ ديروز "موسي" و "فرعون"، جنگ فقر و غنا بود كه هنوز تمام نشده است.
جنگ "حسين" و "يزيد"، جنگ عدالت و راستي با ظلم و فساد بود كه جبهه اين جنگ همچنان گشوده است.
اين جبهههاي گشوده جنگ، همچنان رزمنده ميخواهد.
اين جبههها، "حسين عليمهدي" ميخواهد. همسايهمان كه از كاشان اعزام شده بود و من هنگامي كه جنگ شلمچه روز چهارشنبه ـ چهارم خرداد سال 1367 ـ در اوج خود بود، با چشم خود ميديدم كه چگونه شعر ميخواند و رقص رشادت ميزد، همچون اسپندي بر آتش بيقرار بود، به ما روحيه ميداد و سينه دشمن را نشانه ميگرفت.
و من با دو چشم خويش ديدم كه انفجار خمپاره دشمن ـ در فاصله 2 متري او ـ چگونه پوستش را شكاف داد و گوشتش را سوزاند و "حسين" شهيد شد.
اين جبههها، "حميد فروزانفر" ميخواهد. همسايهمان كه از كاشان اعزام شده بود و من در آن روز سخت، پر آتش و دود و داغ از تابش خورشيد خرداد دشت تفتيده جنوب، با چشم خود ميديدم كه چگونه با قامت باريك و كشيدهاش ـ فرز همچون صاعقهاي ـ برق ترس را در دل دشمن مينشاند و به دلهاي ما صلابت و شجاعت هديه ميكرد.
و من با دو چشم خويش ديدم كه انفجار همان خمپاره دشمن ـ در فاصله 2 متري او ـ چگونه خونش را بر خاك داغ و سوزان شلمچه چهارشنبه ـ چهارم خرداد سال 1367 ـ ريخت.
"مسعود غلامي" هم از كاشان اعزام شده و اهل كاشان بود. او تجربه شركت در دهها عمليات جنگي، هوش تيز و استعداد سرشاري داشت و در حد و اندازه يك فرمانده شايسته و شجاع، ما را سازماندهي و هدايت مينمود.
نه. جنگ، تمام نشده است و هنوز ادامه دارد و در هميشه زمان و سرتاسر زمين جريان دارد و خواهد داشت.
جنگ ميانه ميدان اين جبههها تنها شكل و قيافه عوض كرده است.
جنگ، پايان ندارد.
جنگ، زمان و مكان خاصي ندارد.
تكليف ما چيست؟
۱ـ جنگ، تمام نشده است.
۲ـ جنگ، پايان ندارد و بههمين دليل بايد جنگيد. زيرا اگر نجنگيم دشمن ما را فتح خواهد كرد.
۳ـ ما ميراثخوار خون شهيدان هستيم. چه بخواهيم و چه نخواهيم ميراث خون شهيدان را خوردهايم. همه آناني كه ايراني هستند و همه آناني كه مسلمان هستند، ميراثخوار خون شهيدانند و ما فصل مشترك اين دو مجموعهايم. هم ما و هم فرزندانمان در هميشه تاريخ و در سرتاسر زمين مديون خون آنان هستيم.
۴ـ پوست شهيد "حسين عليمهدي" وقتي شكافت و گوشتش سوخت، خون گرم شهيد "حميد فروزانفر" وقتي روي خاك داغ شلمچه ريخت و قطعات نارنجي ريه شهيد "مسعود غلامي" وقتي به ديوار سنگر پاشيد، به همه ايرانيان، به همه مسلمانان و به همه ايرانيان مسلمان اين پيام را داد: بازگشت به خويش از طريق حفظ هويت ايرانيـاسلامي و پالايش و تصفيه ميراث ملي و فرهنگي خويش.
۵ـ ما ميراثخوار خون شهيدان هستيم. از آنجاييكه اين ميراث، عزيز و گرانبها است و چون بايد بجنگيم، پس بهتر است كه خوب بجنگيم. چرا كه چه بجنگيم و چه نجنگيم، دشمن خواهد جنگيد.
۶ـ بياييد به پاس خون شهيدان با يكديگر عهد ببنديم كه در هر كجا و بههر طريق براي رسيدن به آباداني، سربلندي و عزت ايران اسلامي با مردماني انديشهوزر، نيكپندار، نيكگفتار و نيكرفتار هميشه با تمام پليديها بجنگيم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|