سال نود و سه، نخستین مرتبه متوجه ی قدرت قلم "سروش"/ پسرم شدم؛ وقتی که در نخستین روزهای سال تحصیلی تازه و در پایه ی پنجم دبستان، انشای «از زبان یک سنگ» را نوشت و از سوی آموزگارش خیلی مورد تشویق قرار گرفت.

در ادامه متن این انشا ـ بدون هیچ کم و کاستی ـ تقدیم می شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من از دل زمین هستم

بعضی ها با من مجسمه و وسایل تزیینی می سازند

یا

قدیمی ها با من سکه می ساختند

من میلیاردها سال است روی زمین هستم

یاقوت، زمرد و ...

که خیلی چیزها از جنس من است

الآن در مدرسه یا در خانه یا هر کجا که هستید؛ الآن همین جا زیر پای شما هستم

بعضی خانه ها یا قسمتی از آن از جنس من است یا کل آن ها از من است

من چیستم؟

اگر متوجه نشده اید؛ من می گویم که هر جا می خواهند مثالی برای سفتی یا سختی چیزی بزنند؛ مرا به کار می برده اند

تخت جمشید از جنس من است

اهرام مصر از جنس من است

کوه هیمالیا از جنس من است

آتن باستان هم از جنس من است

و ...

آهن هم از من به دست می آید

زغال سنگ هم از جنس من است

آری من سنگ هستم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

"سروش" انشای «از زبان یک سنگ» را در تاریخ دوازدهم مهرماه سال نود و سه و در کلاس درس و در حضور "مژگان طالبی"/ آموزگار و در قالب تکلیف حضوری کلاس نوشت.